Parallel World-1

Parallel World-1

video Performance and instalition

Apadana Gallery; Isfahan. IRAN; 2015

استیتمنت:

جهان موازی

جهان هنر امروز، جهان تداخل‌ها و تعامل‌هاست؛ از متن تصویری تا متن کلامی. ترکیبی از بینامتنی، بینارشته‌ای. بارها شنیده‌ایم: “یک تصویر هزار مرتبه گویاتر از کلام است” اما تصویر چگونه می‌تواند به تصویر کشد:”از ظرفِ میوه‌ای که نیست، میوه‌ای برداشت”. این‌جاست که تصویر و کلام و بدن مکمل هم می‌شوند. تصویرِ ثبت شده، بازتابی از دیروز است و اکنون با کلام حاضر می‌شود و با بدن به حرکت در می‌آید. تعاملی میان دو زمان، دو مکان و دو فضا تا نمایش آیینی باشند از آن‌چه بود و آن‌چه هست.

رسول معرک‌نژاد

 

اجرای نخست: ۱۶ خردادماه ۱۳۹۴ ساعت ۱۹

با همکاری:

– حمیدرضا وطن‌خواه، ۱۳۵۰، شاعر و ترانه سرا، مجموعه شعر “یکی از کلاغ‌ها کم شد”۱۳۸۳

– اعظم قرائتی، ۱۳۶۰، شاعر

– مسعود میرقادری، ۱۳۶۳، شاعر، ترانه‌سرا و خواننده، مجموعه شعر “ملیحه”۱۳۹۴

——————————————-

معرک نژاد در استیتمنت آثار خود از عنوان ” جهان موازی” استفاده کرده‌است. جهانِ موازی نمایشگر زبان‌های مختلف هنری است که هر کدام جهانِ مخصوصِ به خود دارند. جهانِ عکس، جهانِ ویدئو، جهان شعر و موسیقی و جهان اجرا و چیدمان. این گونه‌ها کنار هم و به موازات هم؛ نه در تداخل و تقابل با هم‌دیگر، بلکه در تعامل قرار گرفته‌اند تا بیانی را ارائه کنند. در فتوکُلاژهای معرک نژاد با تم یکسان ” اضطراب” مواجه‌ایم. آثار او دو جهان موازی: معصومیت کودکانه را در تقابل با جهان و محیط اطراف که پر از تنش است قرار داده. کودکانی که با چهره‌هایی بی خبر از جهان بزرگسالان ایستاده یا در حال بازی‌اند و دنیای پیرامونی که وارونه گشته یا در بالاترین ارتفاع غم غربت کودکانه را بیان می‌کنند و به نوعی با شرایط بزرگسالی بازتابی از نوستالژی کودکانه‌ای است که از میان رفته یا بزرگمردان عرصه اجتماعی عرصه‌ی معصومیت‌شان را مخرب کرده‌اند. مجموعه عکس ها یازده عکس از اندازه پنجاه در هفتاد سانتیمتر تا شصت سانتیمتر در سه متر دیده می‌شوند. عکس‌ها و اجراها در بیان پسامدرن یا پساساختارگرا مطرح بودند. در این نمونه آثار و درک بیان و مفهوم نهفته در انها بهترین روش تحلیل و رمزگشایی است.

در روز نخست ویدئوپرفورمنس نخست اجرا شد. با همکاری:

– حمیدرضا وطن‌خواه، ۱۳۵۰، شاعر و ترانه سرا، مجموعه شعر “یکی از کلاغ‌ها کم شد” ۱۳۸۳

– اعظم قرائتی، ۱۳۶۰، شاعر

– مسعود میرقادری، ۱۳۶۳، شاعر، ترانه‌سرا و خواننده، مجموعه شعر “ملیحه” ۱۳۹۴

اجرای متفاوت و تعاملی میان شعر، تصویر و عکس، آواز و اجرا. اثر مذکور از طرف هنرمند به استاد “نادر گلچین” تقدیم شد. نحوه‌ی چیدمان و نصب اجزا و وسایل کار نیز بخشی از اجرا بود. پس از نصب وسایل سه شاعر معاصر به نوبت اشعار خود را می‌خواندند که نیمرخ شاعری که شعر می‌خواند بر روی دیوار روبرو پخش می‌شد و به موازات تصویر پخش شده شاعران که در حال شعرخوانی بودند تصاویر دوران کودکی‌شان که همزمان تصویربرداری می‌شد کنارِ تصویر منعکس شده شاعران بر دیوار دیده می‌شد. و هنرمند با لباس آبی رنگ در حالی که میان دو ستون فلزی قرار داشت روبان‌های قرمز را به دور دو ستون می پیچید. دو ستونی که حایلی میان مخاطبان و صحنه‌ی اجرا و حتی خود هنرمند بود. نمایش همزمان عکس های گذشته و حال شاعران دال بر این موضوع بود که شعر و اساسا هنر حاصل زیست و تحت تاثیر موقعیت هایی است که هنرمند با آن ها زیسته است که از”زیست جهان هنرمند” از آن یاد می‌کنیم. در برداشتی دیگر اثر هنری حدیث نفس هنرمندان بود شامل شاعران و هنرمند اجرا کننده صحنه‌ی پرفورمنس. بیانگر این‌که هنر به هیچ عنوان از زندگی هنرمند جدا نیست و در گذشته و حال او ریشه دوانده است و تنها تفاوت نگاه اوست که باعث خلق اثر هنری می شود هر چند که شاید فریم های ثبت شده از زندگی او و دیگران تفاوت چندانی در فیگوراتیو بودن‌شان با زندگی معمول دیگر انسان‌ها ندارد و از طرفی بافتن روبان‌های قرمز بر دو ستون حایل میان مخاطبان و هنرمندان می تواند نشانه ای دال بر سرنوشت و زوال جسم هنرمند باشد. هر چه رشته ها بیشتر بافته می شدند یادآور روزهایی بودند که اکنون و لحظه به لحظه جسم هنرمند را ناپدید می‌کردند و در نهایت تنها صدای شاعران و شعرهای‌شان بود که به گوش می رسید. در پایان که دیوار قرمز تمامی صحنه را پوشاند تصنیف ” کاروان” استاد گلچین با صدایی رسا توسط هنرمند خوانده شد. سپس ابیاتی از اشعار شاعران بر برگه‌های کوچکی که یادآور برگه‌های فال بود بر روبان‌ها رو به سوی مخاطبان منگنه شد. روبان‌ها چیده شد. دیوار قرمز فرو ریخت و تکه روبان‌های قرمز به همراه اشعار به حضار هدیه داده‌شد. به نوعی دیوار سخت زمانه با شعر و آواز و متن‌های نوشتاری فروریختند. و جهانی دوباره در برابر دیدگان مخاطبان متولد شد با روبان‌ها واشعاری که هر کدام در دست داشتند و دیگر حایلی میان هنرمندان و مخاطبان نبود. به نوعی همه‌ی ما می‌گذریم و آن چه می‌ماند شیئی است که به ساحت خلق و آفرینش ورود کرده و در این ساحت هنری به ساحت جاودانگی رسیده‌است و شکافتن حصار بافته شده دعوتی است از شاهدانِ اجرا تا چشم خود را به جهان ذکر شده بگشایند.

عکاس: عیلرضا خلیلیان

مطالعه مصاحبه در باره نمایشگاه

 

DSC01367-768x1024 DSC01369-768x1024 DSC01371-1024x768 DSC01375-1024x768 DSC01380-768x1024 DSC01382-1024x768 DSC01383-1024x768 DSC01388-1024x768 DSC01390-1024x768 DSC01391-1024x768 DSC01392-1024x768 DSC01393-1024x577 DSC01394-1024x768 DSC01395-768x1024 DSC01397-1024x768 DSC01398-1024x768 DSC01399-768x1024 DSC01400-1024x768 DSC01406-768x1024 DSC01407-1024x768 DSC01408-1024x768 DSC01409-1024x768 DSC01410-1024x768 DSC01411-1024x768 DSC01412-1024x768 DSC01413-1024x768 DSC01415-768x1024 DSC01416-1024x768 DSC01417-1024x768 DSC01421-1024x768 DSC01422-768x1024 DSC01423-768x1024 DSC01424-1024x768 DSC01425-1024x768 DSC01426-1024x577 DSC01427-1024x768 DSC01428-768x1024 DSC01429-768x1024 DSC01430-1024x768 DSC01437-768x1024 DSC01438-768x1024 DSC01439-768x1024 DSC01440-1024x768 DSC01441-768x1024 DSC01442-768x1024 DSC01443-1024x768 DSC01444-1024x768 DSC01445-768x1024 DSC01450-768x1024 DSC01451-1024x577 DSC01452-1024x768 DSC01453-768x1024 DSC01454-768x1024 DSC01455-768x1024 DSC01456-768x1024 DSC01458-1024x768 DSC01459-768x1024 DSC01460-1024x768 DSC01463-768x1024 DSC01464-768x1024 DSC01465-1024x768

نظرات بسته شده است.