“پریخوانی ها”

تحلیلی بر آثار رسول معرک نژاد

به مناسبت برگزاری نمایشگاه  نقاشی و ویدئو آرت در موزه هنرهای معاصر اصفهان : ششم تا سی ام دی ماه ۱۳۸۶آثار به نمایش درآمده در موزه هنرهای معاصر اصفهان ،محدوده زمانی بیش از پانزده سال فعالیت او را در برگرفته است و فرصتی مناسب است تا مروری بر آثار و اندیشه او داشته باشیم.

پریخوانی ها

در فرهنگ ایرانی، پری وجودی است لطیف، جمیل، نیکوکار، جذاب که اصلش از آتش است.در شاهنامه فردوسی، پری مظهر لطافت کمال و زیبایی است

جدا گشت از او کودکی چون پری

به چهـــره به ســـــانِ بت آزری

و حافظ آورده است

طفیل هستی عشق اند آدمی و پری

اراداتی بنمــــــا، تا سعـادتی ببری

Ink.-23+40cm.-2004

در روایات کهن،جمشید، ضحاک و حضرت سلیمان، پریان و پرندگان را زیر فرمان خود داشته اند. در اوستا پری جنسِ مونث دیوان است. بر ضد زمین، گیاه و آب فرمان می راند.[۱] در فرهنگ اروپایی، پری، روح نگهبان بیشه ها ، چشمه ها و کوههاست. [۲] موجودی که می تواند تغییر شکل دهد و نشانه قدرت روح و ذهن انسانی است، در برنامه هایی که نتوانسته است به عینیت برساند. به عبارتی قصه پریان و پریخوانی ها در تکامل تدریجی روان آدمی شکل گرفته است، تا آرزوهای سرکوفته او را برآورده کند. در اکثر نقل ها پری از جنس زن، به هیأت پرنده و پیام آوری از عالم غیب است. سلسله انساب پریان به زمین- مادر می رسد که در طول تاریخ از سطح زمین به عمق زمین و به زندگی نباتی رخنه کرده است؛ آن گونه که در فصل بهار متولد می شود، تابستان می شکفد، پاییز فرو می نشیند و در زمستان ناپدید می شود.[۳]

به اندیشه ی ابن سینا، پری معادل فرشته است؛ ” جوهری است بسیط (= بدون اجزا و ساده) دارای زندگی و منطق عقلانی، نامیرا که میان کردگار و اجسام زمینی میانجی است. برخی از فرشتگان عقلانی و برخی روحانی و پاره ای جسمانی اند.”[۴]

پریخوانی ها بازتاب اندیشه جمعی انسانهاست، که در قصه های عامیانه، به روایت درآمده اند. از حکایت حضرت سلیمان ، تا قصه نارنج و ترنج. حکایت هایی که پریان، چهره ی نیمه انسانی نیمه خیالی در دو گونه مذکر و مؤنث، در دو جنبه مثبت و منفی را به نمایش می گذارند؛- مادر نیکو( مادر- زمین، به همراه اصل حیات، تولد و زایش، گرما، حمایت و فداکاری)؛- مادر خبیث ( سحر و جادو از روی حسد، کینه، شهوت، ترس، ظلمت و مرگ)؛- همزاد ( موجودی غیر ارگانیک در تجسم دود، آتش و آب)؛ – پیر فرزانه ( تجسم انسانی معنوی، راهنما، با ذکاوت و متفکر). [۵]حکایت پریان دارای ریشه تاریخی و ریخت شناسی خاص به خود است، “ولادیمیر پراپ” در دو مجموعه؛ “ریخت شناسی قصه های پریان وریشه های تاریخی قصه های پریان”[۶] به بررسی آنها پرداخته است

—————————-

۱) یاحقی، محمدجعفر، فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، انتشارات سروش، تهران،چاپ دوم، ۱۳۷۵

۲) کوپر، جی. سی.، فرهنگ مصور نمادهای سنتی، ملیحه کرباسیان، نشر فرشاد، تهران، ۱۳۸۰

۳) شوالیه، ژان، و آلن گربران؛ فرهنگ نمادها، جلد دوم؛ سودابه فضایلی، انتشارات جیحون؛ تهران، ۱۳۷۹

۴) ابن سینا، حدود یا تعریفات؛ محمد مهدی فولادوند؛ انتشارات انجمن فلسفه ایران؛ تهران، ۱۳۵۸

۵) گورین، ویلفرد. ال. و دیگران؛ با راهنمای رویکردهای نقد ادبی، زهرا میهن خواه؛ انتشارات اطلاعات، تهران، چاپ دوم،۱۳۷۳٫

۶) پراپ، ولادیمیر؛ ریشه های تاریخی قصه های پریان ؛ فریدون بدره ای؛ انتشارات توس؛ تهران، ۱۳۶۸

==============

آثار به نمایش درآمده در نمایشگاه روایتگر چهار دوره از فعالیت معرک نژاد است:

mixed-media.Collage.-90+130cm

دوره اول، آثاری که تا سال ۱۳۷۶ را در برمی گیرند؛ به گونه آبستره ( انتزاع) با تأکید بر عنصر رنگ، بافت و شکل های هندسی. آثاری که به رنگ های قهوه ای و آبی یادآور فضای سنتی و خاطره جمعی شهری است که در تاریخ خود را به رخ کشیده است. از میان آثار این دوره یک اثر در سومین دوسالانه نقاشان ایران – موزه هنرهای معاصر تهران ، ۱۳۷۴ – به نمایش درآمده است؛ قطعه کاغذهای رنگ و نقش شده ای که در کنار همدیگر یک اثر را پدید آورده اند.

“ایرج ضیایی” ( شاعر معاصر ) درباره آثار این دوره گفته است؛ ” هستی ما در همین تکه پاره های به هم چسبیده ای است که در نگاه اول متشکل از واقعیت هایی است که در کنار هم نشسته اند و مجموعه ای غیر متشکل و هستی گریز را تشکیل داده اند، تکه هایی که هر کدام به تنهایی نشان از واقعیت دارد، اما در مجاورت و همنشینی جدا و گسسته هستند. این نگاه به هستی همراه با شناختی از اشیا ، اموری را به صحنه می کشد که زندگی روزمره و روزمرگی ما را نشانه رفته است.( نمایشگاه سال ۱۳۷۷- اصفهان).

shamseh.-Mixed-media.-100+140cm

دوره دوم؛آثار این دوره مربوط به سال ۱۳۸۲ هستند و گرایش نقاش را به بیان نمادین اسطوره ها نشان می دهد؛ برداشتی از پژوهش در زمینه اسطوره های نقاشی معاصر ایران، که ذهنیت نقاش را به این مسیر رهنمون کرده است. در آثار این دوره هر تابلوی نقاشی دارای دو فضا ( دو پلان) است. در پلان زیرین، نقاشی های آبستره ( انتزاع) دوره قبل را شاهد هستیم و در پلان اول بر

روی سطوح آبستره، نقوش خطی اسطوره ها. فرم (شکل) آثار این دوره به چندین وجه در می آیند؛ یک فرم همزمان تداعی ماهی ، چهره ، پرنده و خط می شود ؛ کنایه ای از اندیشه گشتالت و چند معنایی در اثر هنری. آثار این دوره در جزء به جزءشان بیان نمادین دارند، نقوشی که در میان خط نگاری های درهم و ناخوانا ( به عمد) احاطه شده اند، خطوطی که به عنصر بافت توجه دارند تا خوانایی ؛ و درنهایت در کنار همدیگر به یک استعاره می رسند.

Collage.-13+18cm

 دوره سوم؛ آثار این دوره ، سال ۱۳۸۴ را در بر می گیرد. آثار بیشتر با تکنیک ” فتو کلاژ” (عکس و تصویر کلاژ شده) هستند. عکس ها و تصاویری از فضا های سنتی ، نقّاشی های عمارت عالی قاپو و چهلستون، و حتّی آثار قبلی خود نقّاش. کلاژهایی که در کل به فضای اسطوره نزدیک شده اند.در این دوره ، طراحی نیز بخشی از نمایشگاه را به خود اختصاص داده است.آثاری با تکنیک قلم فلزی و مضامین اساطیری، روایتی از اسطوره های زایش و استحاله و دگردیسی انسان- حیوان، که در کنار گیاه به باروری رسیده است. در کنار این تصاویر اسطوره های طراحی شده، تصاویر مکعب هایی در فضا معلق را شاهد هستیم که بیانگر تضاد است.تضاد در فرم انسان- حیوان و گیاه که در حال استحاله و دگردیسی اند که با خطوط سیال ترسیم شده اند و مکعب ( بیانگر منطق و چارچوب شدن دنیای قراردادی انسان ها) با خطوط راست و محکم.

Mixed-media-100+100cm

دوره چهارم؛ آثار اخیر هستند( ۱۳۸۶)، نقّاشی و طراحی با تکنیک کلاژ و ترکیب مواد.آثاری که بر روی بوم آغشته به گچ پدید آمده اند.تصاویری که انگار رو به انهدام دارند، یادآور فضای سنتی و دیوار های گچی. به عبارتی بیانگر نوستالژی زمان از دست رفته را تجسم بخشیده اند. در این میان نقوش ترسیم شده بر روی بوم، قطعه ای از جهان اساطیری درون بشقاب مدوری به گچ نشسته است،گویی دو بخش از تاریخ و فرهنگ ،کنار همدیگر زمان را در نوردیده اند. بشقاب ، پدیده ای است ساخته ی دست بشر که در طول تاریخ در زندگی او جزء اصلی اشیاء مورد استفاده اش بوده است ، و در میان بوم نقّاشی با نقوش درون آن ها، ذهن مخاطب از ظاهر شیء( واقعیت شیء) به دنیای تجرید نگارگری و سفالینه های کهن کشیده می شود.

——————————————-

آن چه در تمامی این آثار نمود واضحی دارد ، ذهنیت منسجم و نظام یافته ی نقّاش است که در روند پیشرفت ، از نقّاشی آبستره( انتزاع) تا اسطوره را مدّ نظر قرار داده است.در تمامی آثار عنصر بافت، نقوش ترسیمی خط نگاری بیانگر نوعی نوستالژی را در ذهن مخاطب پدید می آورند، که در بطن خود و در کلیّت خود به فرامتنی ، نگارگری، ادبیات، سفالینه ها و روایت های اساطیری اشاره دارند.آثاری که در مرز

واقعیت و ذهنیت در نوسان هستند و ایهام درونی نهفته در آثار ذهن بیننده را به تأویل درباره آثار می کشاند ، و این بیانگر آن است که ذهنیت نقاش از دغدغه های معنویت و باطنیت فارغ نیست و نگاهش پوسته اشیاء روزمره را شکافته و به کُنه آن رسیده است. به اندیشه جلال ستاری درباره آثار رمزی؛ سیر و سلوک در تاریخ متافیزیک ایرانی، گونه ای دل آگاهی است و مدعی وجود تصویر جهانی پنهان در پشت ظاهر جهان محسوس. درآمدی است بر سکوت، بر چیزی که خاموش است؛ صدای سکوت و در تابلویی سکوت زنی را بر روی سطح گچی بوم شاهدیم تصویری که گویی نقاش از ادامه آن دست کشیده است، یا طرحی است که در گذر زمان رنگ باخته است، یا بخشی مرمت شده از نقاشی دیواری است تا گوشزد کند آنچه بوده است و کنون نیست و از آن همه شکوه، تنها نقشی، طرحی ساده به جا مانده است؛ نقشی در سکوت.

نظرات بسته شده است.