پراکندگی متن؛ همپوشانی ذهن

پراکندگی متن؛ همپوشانی ذهن

نمایشگاه ویدیوآرت و چیدمانی 

Purportediy Unrelated Narrative, Synthersizing Mind

Video Art and Installation

Isfahan Museum of Conte,porary Art

July 3th -12th 2019

12 تا 21 تیرماه در موزه هنرهای معاصر اصفهان

آثار سه هنرمند (رسول معرک نژاد؛ کیانا محبوب و فهیمه حقیقی) در گالری 3 موزه هنرهای معاصر اصفهان

موزه هنرهای معاصر میزبان آثار چیدمان و ویدئوآرت است
احسان امینی خبـــرنگار
«ارجاع های برون متنی»، «درهم‌آمیزی مدیوم ها»و «ایده های فلسفی آشکار» و «حضور خودآگاهــــانه هنرمنــــــد» از جمــــله ویژگی‌های هنر مفهـــــومی یا پساساختارگرایانه است. ویژگی‌هایی که هنر مفهومی را دچار مناقشات و بحث‌های فراوانی کرده است. به نظر می‌رسد جامعه هنری ایران به مرور تن به گفت‌وگو در باب این هنر پربسامد و پرتکرار روز جهان می دهد. موزه هنرهای معاصر اصفهان در ادامه سلسله برنامه‌هایش که به این موضوع می پردازد، این بار میزبان چند هنرمند چیدمان و ویدئوآرت است. رسول معرک نژاد، کیانا محبوب و فهیمه حقیقی هنرمندانی اند که آثار چیدمان و ویدئوآرتشان را در این نمایشگاه به نمایش گذاشتـــــه‌اند تا تجربـــــــه‌های جدیدشان در این عرصه را با مخاطب در میان بگذارند و از الزامات و باید های هنر مفهومی سخن بگویند. نمایشگاه «پراکندگی متن، هم پوشانی ذهن» تا 21 تیرماه در گالـــــــری شماره 3 موزه هنرهـــــای معاصـــــر برپاست.
الزامات هنر مفهومی
رسول مـــــعــــــرک نژاد، نویسنـــــــده و ویدئوآرتیست با سابقه اصفهان که در این نمایشگاه به عنوان سرپرست گروه چیدمان حضور دارد از نشانه شناسی به‌عنوان نقطه کلیدی برای مواجهه با آثار مفهومی اشاره می کند: «در نشانه‌شناسی بحث مهمی به نام جانشینی وجود دارد. به این معنا که چیزی جای چیز دیگری را می‌گیرد که در این فرم جدید مفهوم  تازه ای متفاوت با معنای اولیه شکل می‌گیرد.»او مثالی از فردینان دوسوسور، زبان‌شناس معروف،  برای روشن شدن این بحث مطرح می‌کند:« وقتی شما شطرنج بازی می‌کنید و یک مهره از آن کم شود و به فرض مثال یک نمکدان جای آن مهره بگذارید، از این به بعد این شیء دیگر نمکدان نیست بلکه مهره شطرنج است و موقعیت مکانی و مفهومی که به خودش می‌گیرد،  با آن مفهوم اولیه متفاوت است.»معرک نژاد پس از آن به الزامات هنر مفهومی و پساساختارگرایانه برای بهتر روبه‌رو شدن با نمایشگاه های چیدمان می پردازد:«اولین نکته گزاره هنرمند یا استیتمنت است که هنرمند موظف است در قالب آن مخاطب را در جریان این موضوع قرار دهد که ایده اش تا نمایشگاه چه چیزی بوده است. نه اینکه اثر را توضیح دهد بلکه مخاطب را در جریان سیری که تا نمایشگاه طی کرده است قرار دهد، چراکه در هنر مفهومی ممکن است خود اثر هیچ چیز خاص و منحصر به فردی نداشته باشد، بنابراین آن متن است که ایده و ذهنیت هنرمند برای رسیدن به چنین اثری را توضیح می‌دهد و از طرف دیگر این مخاطب موظف است ابتدا گزاره هنرمند را بخواند و بعد به تماشای آثار برود.»این هنرمند هنرهای تجسمی دومین الزام را داشتن عنوان برای هر کدام از آثار و چیدمان ها می‌داند:« کار مفهومی یا پساساختارگرا باید عنوان داشته باشد چراکه باید بخشی از تجربه هنرمند به کار و اثر اضافه شود. آثاری که عنوان ندارند به نوعی  ارجاعشان درون متنی است، ولی وقتی عنوان آورده می شود در واقع به چیزی غیر از اثر اشاره می شود. به طور کلی یکی از المان های آثار مفهومی ارجاع برون متنی است. اگر ارجاع درون متنی اتفاق بیفتد اثر ساختارگراست. برای همین در این گونه آثار عنوانی دیده نمی‌شود یا نهایتا زیر هر اثر شماره‌ای گذاشته می‌شود، چراکه هنرمند مدرن آگاهانه به درون متن ارجاع می‌دهد و نیازی در ارجاعی برون متنی نمی بیند.»معرک نژاد آخرین الزام را هم در زمینه زمان بندی برای برگزاری این شکل از نمایشگاه‌های چیدمان ارزیابی می‌کند: «زمان نمایشگاه باید در یک محدوده زمانی کوتاه اتاق بیفتد، به این دلیل که مخاطب برای هنر مفهومی مهم است. مخاطب این هنرها باید تصمیم بگیرد که می خواهد اثر هنری ببیند نه اینکه برای پرکردن صرفا وقتش به تماشای آثار بیاید.این گونه نمایشگاه ها مخاطبی را طلب می کند که تصمیم بگیرد و آگاهانه برای دیدن آثار بیاید و نوعی آمادگی برای دریافت آثار را داشته باشد. این کوتاه کردن زمان درواقع نوعی احترام به این دسته از مخاطبان است.» معرک نژاد به غیر از سرپرستی گروه چیدمان خود با دو ویدئوآرت در نمایشگاه «پراکندگی متن، هم پوشانی ذهن» حاضر است.
ویدئو آرت، بی مصرفی
آدم ها یکی یکی جلوی دوربین قرار می‌گیرند. صدای ضبط شده آنها بر روی تصاویر شنیده می شود. آنها تنها به دوربین خیره شده اند یا با شیئی که به عنوان بی‌مصرف انتخاب کرده‌اند بازی می کنند. این تکه ها در نهایت ویدئوآرتی را می سازد که 34 دقیقه به طول می‌کشد و در آن هرکدام از افراد از ایده بی مصرفی صحبت می‌کنند. معرک نژاد با استفاده از صدای ضبط‌شده بر روی تصاویر افراد در یک لحظه هم بر گفته‌های آدم های داوطلب در مورد بی‌مصرفی اشاره می کند و هم در همان حال به روان‌شناسی شخصیت‌ها از طریق زبان بدن می پردازد. تاکید بر حرکت‌های دست و صورت، لبخند‌زدن‌ها یا ناراحت شدن‌ها به کنش روانی افراد برای بیان ایده بی‌مصرفی اشاره می کند و از طریق آن، نوعی فضا و اتمسفر ذهنی یا مکانی این اشخاص را در لحظه فکر کــــردن به مصــــــرفی،  به تصویر می کشد. در کنار این پخش ویدئو، ویترین‌هایی قرار دارد که همان اشیای بی‌مصرف انتخاب شده با اسم هرکدام از اشخاص داخل فیلم گذاشته شده است. معرک نژاد درباره این ویدئوآرت و نحوه اجرایی کردن اش می گوید:«برای ایده بی مصرفی در اینستاگرام فراخوان دادم و از دوستانم خواستم که مرا همراهی کنند و در نهایت چند خانم و دو آقا حاضر به آمدن جلو دوربین شدند. من سه سوال یا درخواست از آنها داشتم. اول اینکه به نظر شما بی مصرفی چیست؟ دوم اینکه یک شیء بی مصرف را در اطراف خودت انتخاب کن و با خودت بیاور و سوم یک اثر هنری را که فکر می‌کنی بی‌مصرف است یا ارجاع به بی مصرفی دارد، معرفی کن.»
ویدئوآرت اصفهان، آنیمای ذهن من
در بخشی از استیتمنت این ویدئوآرت می‌خوانیم:«در ذهن من اصفهان به مادرشهری می ماند که با استفاده از زنانگی اش بر تداوم خاطره جمعی خود اصرار می ورزد و بدین ترتیب هر روز خود را برای بازدیدکنندگانش به شکل تازه ای می آراید و جلوه می دهد.» رسول معـــــرک‌نژاد برای تصویر این زنانگی دست به تجربه ی تازه ای زده است: «می‌خواستم در فضای معماری و بخصوص فضای میدان نقش جهان این زنانگی را کشف کنم و بروز دهم، برای همین از چند نفر از خانم هایی که دعوت مرا پذیرفتند،  خواستم که در میدان حضور  زنانه ای داشته باشند و در نهایت در این تقابل، این فضای معماری میدان است که خودش را آرایش می‌کند و حس زنانگی را می رساند.»
چیدمان بر اساس خودشناسی روزمره
کیانا محبوب دیگر هنرمندی است که با چند اثر چیدمان در نمایشگاه حاضر است. چیدمان‌هایی که می تواند عنوان «فقدان خودشناسی» را برای آنها برگزید. او در استیتمنت ابتدایی و کلی چیدمان‌ها به این فقدان اشاره‌هایی می‌کند:«در بسیاری از اوقات در تنهایی خودمان و در زمان تجربه حالات روحی نظیر خشم، دلهره یا شعف، با بخشی از وجودمان که منبع این احساسات است، بیگانه‌ایم و نمی توانیم به حرف هایش گوش دهیم و به عبارتی خودمان برای خودمان دوستان خوبی نیستیم فقط می دانیم که نقطه ای در اعماق ذهن و روح ناآرام و بی قرار است.» محبوب رسیدن به چیدمـــــان‌های «فقدان»، «دستاویز» و «روزشمار» را برگرفته از زندگی روزمره‌اش و دقیق شدن بر  آن می‌دانــــــد: «کارهای من که در ایــــــن نمایشگـــــــاه به نمایش درآمــــــده اســــــت، بیشتر  بر اســـــــاس دغدغه‌های فـــــردی شکل گرفتـــــه است و نه ایده‌هایی مانند نگرانی‌ها و دغدغه‌های زیست محیطی یا بعضا اجتماعی این چیدمان‌ها براساس آن چیزی است که دغدغه های روزمره من را شکل می دهند.  دلشوره‌ها، رضایت‌مندی و چیزهایی که خودم شخصا باید با  آن روبه‌رو شوم و آن را تجزیه و تحلیل کنم، چیزهایی است که با مخاطب به اشتراک گذاشته ام.»
……………..برگرفته از روزنامه اصفهان زیبا

تحلیل نمایشگاه: پیوستگی ذهنی در پراکندگی‌های ذهن!

اصل مطلب  در روزنامه اصفهان زیبا

نظرات بسته شده است.