نگاهی به مجموعه شعر “رودهای بی‌خانه” اثر صبا کاظمیان

رسول معرک‌نژاد

شعرهای کوتاه نویسی به نوعی تک تصاویری هستند که شاعر از زندگی خود از محیط پیرامون خود ار لحظه‌های زیسته‌اش کشف می‌کند و به بیان در می‌آورد. قبلا این تک تصاویر را طرح و امروزه هایکو می‌خوانند و حتی اگر این کشف جنبه‌ی طنز و پاردوکسیکال به خود بگیرد کاریکلماتور خوانده می‌شود. اما جدای ار کاریکلماتور، شعرهای کوتاه نویسی و هایکو تصویری را ارائه می‌دهند که شاعر با تخیل فرهیخته‌اش کشف و با واژه‌ها به تصویر در آورده است و در ادامه، سطرهای سپیدی می‌مانند که ذهن خواننده را هم‌راهی می‌کنند و خواننده شعر را تصور می‌کند و امتداد می‌دهد.

در شعرهای کاظمیان این کشف به گونه‌ای با جابه‌جایی در روایت و تصویر رُخ می‌دهند آن‌جایی‌که رودخانه‌ها بی خانه می‌شوند و به‌جای بستر رود از بستر آفتاب به خورشید سرازیر می‌شوند.( شعر شماره 2 – صفحه‌ی 8) و کلاغ‌ها در غروب گندمزار به جای فرار از مترسک برشانه‌های دهقان می‌نشینند.(شعر شماره 3 – ص 9) و چوپان راست‌گوی روایت شعر، گرگ‌ها را به چرا برده‌است.( شعر شماره 5 – ص 11)

کلاغ ها

بر شانه ی دهقان نشسته اند

غروب گندمزار

——

یک گله گرگ را

به چراگاه برده است

چوپان راستگو

این معکوس نمودن و جلوه دادن روایت و تصویر درصدد غافلگیر نمودن خواننده است که با ظرفیت واژه‌ها نیز در خود غافلگیر شوند اما این غافلگیری در انتهای شعر با رمزگشایی به انتها می‌رسد و در ذهن خواننده امتداد نمی‌یابند و راه بر متن‌های نانوشته و سطرهای سپید متن نمی‌گشایند.

اما هستند شعرهایی که در آن‌ها واژه‌های  رنگ می‌گیرند و به ابهام و ایهام می‌انجامند که قدرت گزینش شاعرانه را می‌رسانند: در شعر 22 صفحه‌ی 28؛ اشتباه سرخ با سیب و با گناه  اولیه‌ی حوا و رانده شدن ادم و حوا از بهشت و هبوط‌شان بر زمین در ارتباط معنایی قرار می‌گیرند و  درهم می‌آمیزد. اما این سرخی با زنانگی نیز در ارتباط است. حوا نماد زنانگی با باغ عقیم‌شده این‌همانی می‌گردد و از دوشیزگی به زنانگی می‌رسد. نامی از آدم  نیست مگر واژه‌ی ” تو” که با رنگ سرخ به خیانت محکوم شده است. رنگ هجوم و یورش، رنگ خیانت. و گاه رنگ زندگی.

من از تو

وارث سیب نیم خورده ی حوا شدم

در هیاهوی عقیم این باغ بی بار

ای اشتباه سرخ

Presentation1

نظرات بسته شده است.