مینی مالیسم و ادبیات داستانی

                                               رسول معرک نژاد
در دهه ی ۱۹۶۰ میلادی جنبش مینی مالیسم در اکثر هنرها از موسیقی و ادبیات تا هنرهای تجسمی رخنه کرد و شکل خاص و منحصر به فرد خود را یافت. در ادبیات داستانی به نوع داستان کوتاه در آمد. از مهمترین خصوصیات این نوع داستان کوتاه می توان پیرنگِ(طرح)(۱) ساده، زمان و مکان محدود، استفاده از دیالوگ اشاره داشت.
     ” سامرست موام”(۲)پیدایش داستان کوتاه(۳)را تا انسان های اولیه که گرد آتش می نشستند و حادثه عجیب و غریبی که دیده اند را تعریف می کردند به عقب می برد، زمانی که وی آن را “ظلمت زمان” می خواند و ادامه آن را تا نقالی در مشرق زمین و حکایت های فناناپذیر ” هزار و یک شب” می آورد، اما داستان کوتاه را به عنوان یک نوع(۴)ادبی مربوط به قرن نوزدهم می داند؛” گمان می کنم فقط در قرن نوزدهم بود که داستان کوتاه رواج یافت. رواجی که سبب شد داستان کوتاه یکی از اقلام مهم تولید ادبی گردد.”[۷- ص۳۲۱] در چند قرن پیش– قرن شانزدهم و هیجدهم میلادی- در اروپا به روایت ها و حکایت های منثور داستانی که شخصیت ها یا کنش هایشان معرف زندگی روزمره شان بود “نوول”(۵) اطلاق  می کردند.[۴- ص۱۷] اما واژه داستان کوتاه و تعریف آن به سال ۱۹۳۳ میلادی بازمی گردد که در ضمیمه ی فرهنگ آکسفورد رسماً به عنوان محصول ادبی وارد واژگان خوانندگان انگلیسی زبان شد.[۴- ص۳] دهه ی ۱۹۶۰ میلادی، زمانی که دنیای مدرن سنگش به در بسته خورده بود، هنر و دیگر پدیده های اجتماعی به دنیای جدید پا گذاردند که با واژه ” پسامدرن” شناخته  می شود. در همان دهه بود که هنر داستان کوتاه مینی مالیسم در ادامه داستان های کوتاه یک صد ساله جای خود را باز کرد.

………………………………………

نگارش: 1378

نظرات بسته شده است.