من و دیگری در آثار هنرمندان معاصر اصفهان در موزه هنرهای معاصر اصفهان

   رسول معرک‌نژاد

n00135193-b

نمايشگاه تازه ترين آثار هنرمندان معاصر اصفهان از سوم تا بیست‌وپنجم بهمن ماه ۱۳۹۲در موزه هنرهاي معاصر اصفهان به‌ نمایش درآمد. در این نمايشگاه ۲۰۴ اثر، با موضوع ” من و ديگري” به نمايش گذاشته شد. آثار شامل رشته هاي نقاشي، طراحي، عكس، چيدمان، حجم و ويدئو آرت است كه در بخش نقاشي ۱۸۵ اثر ، طراحي ۱۰ اثر، عكس ۳ اثر، حجم ۱ اثر ، چیدمان و ويدئو آرت 5 اثر؛ و متعلق به ۴۹ هنرمند.

من و دیگری از مفاهیم گسترده‌ای است که تعابیر متفاوت و بسیاری را به خود گرفته‌است و این‌که تعریف کدام حوزه‌ی دانشی را می‌پذیریم در برداشت و نگاه ما می‌تواند اثر گذار باشد. من و دیگری همیشه در مرزی قرار دارد که این مرز می‌تواند تعیین کننده فاصله میان من و آن یا دیگری شود. این مرز می‌تواند در درون خود باشد یا در مرز بین من و دیگری. برای محدوده‌ی مرز میان من و دیگری و بررسی ان می توان به تطابق درون فرهنگی یا بینافرهنگی و حتی بینامئنی پرداخت و تحلیل کرد. از منظر “میخاییل باختین” تا دیگری – جامعه – نباشد این من تعریف نمی‌پذیرد و وجود ندارد زیرا در برابر دیگری و تعبیر اوست که من شکل می‌گیرد و تحقق می‌یابد و در این نظام است که گفت‌وگومندی و چندصدایی برقرار می‌شود. این من کیست ؟ چیست؟ دیگری کیست؟ در تقابل فرهنگی همیشه در برابر فرهنگ من، فرهنگ نامتجانس و آشفته دیگری قرار داشته‌است. در برابر فرهنگِ ایرانی، تورانی؛ و در مقابل فرهنگِ یونانی، بربرها بوده‌اند.  گاه فرهنگ دیگری منفور بوده ان‌چنان‌که حتی ازدواج با دیگری – تورانیان – و به دنیا آمدن فرزندی در نهایت می‌بایست فرزند کشته شود که خون دیگری در بدن اوست آن‌گونه که سهراب یا سیاووش با داشتن پدر ایرانی اما مادر تورانی، می‌بایست هلاک شوند و نهایت یکی به دست پدر و دیگری به کین و حسادت غیر کشته شد. این مرز همیشه برای تحقیر دیگری نبوده‌است گاه در فرهنگ ایرانی دیگری را پذیرا شده‌ایم آن‌گونه که نام اسکندر و افراسیاب بر فرزند خود می‌گذاریم و به مانند اسکندر، تا سرحد انسان کامل آنها را عزیز داشته‌ایم. از مجموعه اسکندر نامه‌ها می‌توان شاهد آن  بود و حتی نسب‌نامه‌ی ایرانی برای‌شان بر‌شمرده‌ایم. به نوعی دشمن خود را پذیرا می‌شویم و با او سازش می‌کنیم. در حیطه‌ی هنرهای تجسمی می‌توان به شیوه‌های مغولی در نگارگری ایرانی و همگون‌سازی خود با فرنگیان در نوع رفتار و پوششِ  دوره‌ی صفوی نام برد. نه فقط در شرق و ایران بل‌که در فرهنگ اروپایی نیز چنین بوده‌است. در عصر رومانتیک ایده‌آل و آرمان شهر هنر و ادبیات، شرق به‌ویژه هند تصور می‌شده‌است.

از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی و نظریه “یوری لوتمان”، خود یا من عنصر فرهنگ و دیگری عنصر طبیعت است. این خود‌ِ فرهنگی مرزی دارد که درون مرز، نظم و قانون حاکم است و بیرون آن، طبیعت و آشفتگی (خائوس) قرار دارد. برای ورود دیگری به درونِ فرهنگ می‌بایست متن دیگری به فرهنگِ خودی ترجمه و منطبق گردد. حال این خود می‌تواند دیگری را بپذیرد یا طرد کند؛ یا حتی او را بر خود برتر فرض کند. به اندیشه‌ی ادوارد سعید، شرق شناسی برای نمایش تصوری از شرق دست به یکسان‌سازی زد؛ بدین‌ترتیب دیگران سوژه‌ی خارجی تلقی شدند که برای اروپایی‌ها می‌بایست نقش خود را ایفا کنند. دیگران – انسان شرقی – سوژه‌ای برای مطالعه قرارگرفت که همیشه ” غیر” بود که در موارد به نژادپرستی متمایل می‌گشت. در نظریه‌ی شرق‌‌شناسی، ادوارد سعید به شرح پدیده‌ی ” ادبیات تطبیقی امپریالیسم” می‌پردازد که سیاست برتری‌طلبی مورد تشویق قرار گرفته‌است. به هر رو مبحث من و دیگری حیطه‌ی گسترده‌ای دارد از گفت‌وگومندیِ باختین تا نظریه‌ی پسااستعماری “ادوارد سعید” و از روان‌شناسی “ژاک لکان” تا فلسفه دیگری در اندیشه‌ی “امانوئل  لویناس”.

در نظام درون فرهنگی، من و دیگری در تعامل یا تقابلِ نسل‌ها، در برابر همسایگان و محله‌ها و در تقابل قومیت‌ها بروز می‌یابد. برتری نژاد و قومیتی بر دیگری و یا بالعکس حقارت خود در برابر دیگری. که همگی این‌ها می‌تواند بر نحوه‌ی زندگی و نگاه من به خود و دیگران تاثیر بگذارد. و منش من و جهان‌بینی مرا تعیین کند. در حیطه‌ی هنرهای تجسمی این “من” تا چه حد “دیگری” را نمایش می‌دهد؟ می‌پذیرد؟ یا طرد می‌کند؟ با نگاهی به دوره‌های تاریخ هنر به ویژه نقاشی و معماری می‌توان نمونه‌های بسیاری برشمرد. برای نمونه در دوره‌ی صفوی، نگاه به غرب ان‌چنان شد که نقاشی از درون کتابت به روی دیوارها رسید و پوشاک و کلاه فرنگی و چکمه‌ی فرنگی به همراه سگ یا گربه‌ی دست‌آموز در نقاشی‌ها ترسیم شد. و مهم‌تر از ان‌ها فضای نگاره به دو بخش مثبت و منفی( پس‌زمینه و پیش‌زمینه) تقسیم شد برداشتی که از ساختار نقاشی غرب به نگاره‌های ایرانی راه‌یافته بود. اما با تمام این تاثیرات هم‌چنان با نگاه به اثر نقش و لعاب ایرانیت ان مشخص است. یا در دوره‌ی متأخر با آثار کمال‌الملک، دیگری چگونه توانست با نوع نگاه رئالیستی‌اش ( واقع‌گرایانه) بر اندیشه‌ و اثر وی تاثیربگذارد. بدین‌قرار کمال‌الملک نگاهِ  دیگری را به درون فرهنگ خودی کشاند. حال با این مقدمه‌ من و دیگر در کدام بخش از هنر معاصر اصفهان قرار دارد؟ اگر مفهومی نگاه کنیم این تصویری که در مقابل نگاهِ منِ مخاطب قرارمی‌گیرد تا چه اندازه ایجاد ” هم حضوری” یا گفت‌وگومندی می کند؟ خودِ ذات نمایشگاه چگونه توانسته‌است خود را برابر دیگری تعریف کند؟ منِ هنرمند و دیگریِ مخاطب، چگونه به همدیگر و در اشتراک با آثار همدلی می‌کنیم؟ هنرمند، اثر هنری و مخاطب هم را می‌پذیرند یا طرد می‌کنند؟ خودِ آثار در کنار هم‌دیگر چگونه عمل می‌کنند؟ و هنرمند مدرن یا فرامدرن چگونه هنرمند و هنرهای دیگر یا غیر خود را می‌پذیرد؟ و نسل معاصر چگونه با نسل قبل و بعد خوب به تعامل می‌پردازد؟ و آیا ساختار و تکنیک‌اثر هنری، اندیشه هنرمند و عواملی از این دست را می‌توان در نظام من و دیگری قرار داد و تحلیل کرد؟

تا آن‌جا که چندین نوع و رشته‌ی هنری در کنار هم‌قرار گرفته‌اند این تعامل به نظر می‌رسد برقرار است از نقاشی تا مجسمه و هنرچیدمانی وعکس ویدئوآرت. اما این تعامل و همزیستی آثار و گونه‌ها، توانسته‌اند خود را به عنوان هنری والا و قابل ارائه در جهان امروز، در هستی کنونی جامعه ایرانی، و در اندازه‌ی هنر اصفهان و هنرمند اصفهان ارایه کنند؟ تلاش‌ها برای این تعامل قابل ستایش است اما هنوز مسیری طولانی در راه است. اگر این ارزش‌گذاری هنر مهتر و کهتر برچیده شود و هنرمندان در تعامل قرار گیرند و مخاطب بیشتری به خود جلب کنند تا بینندگان هم با آثار ارتباط بهتری برقرار کنند می‌توان توان خود و دیگری را در نظام تعاملی و پذیرش من با خود و من با دیگری را در هنر برای هنری والاتر شاهد بود.

———————————————————

http://www.imna.ir

تعدادی از آثار

ندا صفری

ندا صفری

سایه ابراهیمی

سایه ابراهیمی

رویا مینایی

رویا مینایی

محمد خلیلی

محمد خلیلی

فاطمه بهارلویی

فاطمه بهارلویی

آتنا شمس

آتنا شمس

محمودرضا واقفی. عکس

محمودرضا واقفی. عکس

رسول معرک‌نژاد. ویدئوآرت

رسول معرک‌نژاد. ویدئوآرت

نظرات بسته شده است.