مصاحبه‌ی فصلنامه چیدمان با رسول معرک نژاد، مینو ایرانپور و سمیرا هاشمی

محور بحث:  ویدئوآرت معاصر ایران

در اذهان مردم ایران و شاید دیگر کشورها، اصفهان با سنت‌هایش شناخته می شود. شهری با دو دوره پایتختی و هنرهای سنتی که بیشتر با دوره صفوی عجین شده است و مکتبی در هنرهای تجسمی و موسقی به نام خود دارد. اما در دوران معاصر نیز اصفهان هم‌چنان در عرصه هنرها حرفی برای گفتن دارد از موسیقی و تئاتر تا عرصه ی ادبیات داستانی و شعر. با رشد هنر سنتی و پیوند خوردنش به جریان هنر مدرن، آرام آرام بستری مناسب و نیازی قابل توجه  به وجود‌آمد  برای ظهور و پذیرش شاخه‌های نوین اعم از هنر زمینی و ویدئوآرت. در این مسیر، از نخستین هنرمندان ویدئوآرت اصفهان که به عضویت انجمن سینماگران اصفهان در آمدند و کار هنری خود را در این زمینه با دوربین‌های ۱۶ و ۸ میلیمتری آغاز کردند.

از هنرمندان پیشتاز در عرصه ی ویدئوآرت اصفهان می توان به رسول معرک‌نژاد اشاره داشت. معرک‌نژاد متولد ۱۳۴۷، دانش آموخته نقاشی در مقطع فوق لیسانس از دانشگاه تربیت مدرس تهران است. نقاشی را به صورت حرفه‌ای از سال ۱۳۶۸ آغاز کرد. وی علاوه بر نقاشی، شاعر و نویسنده و منتقد نیز هست. معرک‌نژاد پس از گذراندن دوره‌ی دو ساله‌ی کارگردانی و فیلم‌سازیِ سینمای جوان، نخستین ویدئوآرت خود را به نام “آفرینش” به صورت ویدئوانیمیشن در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴م.) خلق کرد. وی معتقد است، هنرمند ویدیوآرتیست در عین حال که روشن‌اندیش و دگراندیش است، یک تکنیسین هم هست. بنابراین ترجیح می‌دهد که تمام ارکان دخیل در ساخت آثار ویدئویی‌اش از جمله تصویربرداری، تدوین، صداگذاری و موسیقی را به صورت انفرادی انجام دهد و معتقد است برای “هنرمند” شدن مجموع اندیشه و تکنیک هر دو لازم است. نگاه اسطوره‌ای معرک‌نژاد در تمامی آثارش حس می‌شود به ویژه حضور زن به عنوان اسطوره ی آفریننده در کارهایش به خصوص در اثر “پس از ساخت” به شکلی ملموس حس می‌شود. شیوه ارائه ویدئوهای او بیشتر در غالب ویدئو-چیدمان و ویدئو-اجرا هستند.

مینو ایرانپور متولد ۱۳۴۳،  فعالیت هنری اش را  از سال ۱۳۶۶ با کسب دیپلم فیلمسازی و عکاسی  از انجمن سینمای جوان اصفهان آغاز کرد و در کارنامه ی خود ساخت چندین فیلم کوتاه هشت م . م  و دوازده ویدئوآرت دارد. سال ۱۳۷۲ در مقطع کارشناسی رشته نقاشی از دانشگاه آزاد تهران در سال ۱۳۸۱ در مقطع کارشناسی ارشد پژوهش هنر از دانشگاه هنر تهران فارغ‌التحصیل شده‌است و هم اکنون در زمینه نقاشی و ویدئوآرت فعالیت دارد. به زعم او ویدئو می‌تواند تعلیقی شاعرانه از اندیشه با عنصر زمان به وجود آورد و عناصر حرکت و صدا را به تصویر بیفزاید ومطابق خواست هنرمند در واقعیت دخل و تصرف کند و مفهوم را به مخاطب منتقل دهد. ایرانپور اولین ویدئوی خود را در سال ۱۳۸۳ با عنوان “در”  در گالری نقش خانه اصفهان پخش کرد و در بسیاری از جشنواره های بین المللی در آلمان, فرانسه، ایتالیا، یونان، کره جنوبی و برزیل تاکنون شرکت داشته است.

سمیرا هاشمی متولد ۱۳۶۱؛ فوق لیسانس خود را از دانشگاه هنر سانفرانسیسکوی آمریکا با موضوع ” ژانرهای جدید هنر” و لیسانس خود را در زمینه‌ی هنر معاصر از دانشگاه هنر برمینگهام انگلیس دریافت کرده است . هاشمی هنرمندی است که در حیطه‌ی ویدیوآرت ٬‌پرفورمنس و چیدمان  فعالیت دارد و مدرس هنر معاصر می باشد. فعالیت خود را در زمینه‌ی ویدئوآرت را از سال ۱۳۸۷ شروع کرده و هم‌چنین از همان سال به عنوان نمایشگاه گردان مستقل  با گالری‌ها و موسسات هنری در انگلستان و آمریکا در زمینه مارکتینگِ هنر٬‌ نماشگاه هنرمعاصر٬ مدیا و آموزش همکاری دارد. درسال ۲۰۱۴ م.  جایزه بهترین ویدیو را از فستیوال کپنهاک دانمارک ( Copenhagen  FOKUS Video Art Festival) دریافت کرد.

                                                                                                                                               صبا اخوت

مینو ایرانپور - سمیرا هاشمی - رسول معرک نژاد

مینو ایرانپور – سمیرا هاشمی – رسول معرک نژاد

چیدمان:  آیا می‌توان تعریف مشخصی از ویدئوآرت ارائه کرد ؟ شما “ویدئوآرت” را چگونه توضیح  می‌دهید؟

معرک نژاد:   اگر بخواهم پاسخ خیلی کوتاه بدهم باید بگویم خیر اگر چه بله. برای پاسخ به تعریف ویدئوآرت باید به بستر پیدایی و روند تاریخی و محدوده جغرافیای آن اشاره داشت و گریزی زد به برخی اصطلاحاتی که در دوره‌ی پسامدرن پدید آمده اند و در پارادایم پساساختارگرا  جای می‌گیرند. با این توضیح که در پارادایم ساختارگرا که با عنوان مدرنیسم از آن یاد می‌شود هنرها در یک روند خطی شکل می‌گیرند و بیشتر، چه در ساخت و چه در نقد درون متنی هستند. برای نمونه یک اثر نقاشی را هم نگاه کنیم در تابلو یک نقطه کانونی و تمرکز پیدا می‌کنید و تمامی فرم ها و رنگ ها در راستای آن حرکت می‌کنند. در پارادایم پساساختارگرا محور درون متنی شکسته می‌شود گریز به فضای خارج از متن کشیده می‌شود خارج از متن هنرمند و مخاطب و حتی فضای فیزیکی و فرهنگی که اثر در آن تولید و ارائه می‌شود قرار دارد. بدین ترتیب آثار بینامتنی، بینا نشانه ای، بینا رشته ای، بینا فرهنگی و در مجموع گفتمانی می‌شوند. در این پارادایم هنرها  عناصری را از همدیگر وام می‌گیرند و تعامل پیدا می‌کنند تا بروز کنند و بتواند خودشان را ارائه کنند. ویدئوآرت هم از آن مستثنی نیست و بدین قرار از نقاشی گرفته تا عکس، موسیقی، سینما،  تئاتر و ادبیات بهره می‌برد تا نمود پیدا کند. اما تعریف ویدئوآرت، تعریف سلبی است. بدین معنا که چه نیست تا این که چه چیزی هست و باز هم این تعریف سلبی در طول زمان از پیدایی اش تا اکنون متغیر بوده.برای مثال در سالهای آغازین ویدئوآرت و دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی ویدئو در تضاد و زیر سوال بردن تلویزیون تعریف می‌شد. این که برنامه های تلویزیونی از سریال و آگهی های بازرگانی را مورد تهاجم و نقد قرار داد و ادامه داشت تا  آن که گفته ‌شد ویدئوآرت به فیلم و فیلم کوتاه نینجامد یا دارای روایت نشود. هم چنین اقتصاد هنری را نیز زیر سوال می‌برد و با آن به مانند هنرهای مفهومی مخامصه داشت. اما امروزه در قرن بیست و یکم ویدئو همه‌ی آن چه گفته می‌شد نباشد، شد و بدین ترتیب نشان داد که تعریف گریز است اگرچه، هم چنان ویدئوآرت باقی مانده است. از طرفی تعریف ویدئوآرت به عامل های جنسیت، هویت هنرمند، بستر فرهنگی و تاریخی-زمانی بستگی دارد.

ایرانپور:   با توجه به تنوع و تکثر انواع ویدیوآرت به سختی می‌توان صفت مشترکی پیدا کرد که بتوان آن را تعریف کرد و یا نظام ارزشی برای آن تعیین نمود که جامع باشد. ویدیو آرت  بیشتر با نوع ویدیویی که ساخته می‌شود شناخته میشود  تا آنجا که  امروزه تبلیغات و تیزرهای تلویزیونی و ماهواره ای نیز در شاخه ویدیو شناخته می‌شوند. گفتن در باره ویدیوآرت بسیار سخت است چرا که با رسانه ای ترکیبی رو به رو می‌شویم، معجونی از تک تک آنها و در عین حال موجودی مستقل و متفاوت از همه‌ی آنهاست . سینما ، نقاشی، عکاسی، رنگ ، نور ، صدا فرم ، حرکت ، رسانه های جمعی جزییات ویدیوآرت هستند و نوشتن در باره‌ی این چنین مجموعه ای دشوار می‌شود. ماهیت این پدیده ، دشواری های دیگری نیز دارد، از یک طرف همه‌ی رسانه های جمعی، سینمای تجربی و مستند سازی و حتی  نقاشی را در خود جای می‌دهد و از سوی دیگر به همه‌ی آنها بی شباهت است. گویی که همه‌ی آنها هست و هیچیک از آنها نیست .اما می‌توان ویژگی هایی را برای آن در نظر گرفت و به آنها اشاره کرد، از آن جمله: تکثر در فرم و محتوا ، غیاب سلسله مراتب، تقدم محتوا بر فرم، داشتن پیام و توجه به چاله های فرهنگی و اجتماعی، کاربرد رسانه های نوین و تکنولوژی پیشرفته  و روزآمد  و به چالش کشیدن رسانه های جمعی؛ اما چه چیزی یک ویدیو را  به مثابه یک رسانه ای جدید هنری معرفی می‌کند؟ ویدیوآرت مجموعه‌ی پیچیده ای از بسیاری زبان هاست مثل موسیقی، ادبیات، ، گرافیک، عکاسی ، انیمیشن، سینما ، نقاشی، مجسم سازی ، تاتر ، معماری ، موزیک حرکت و… که اختلاط آن با کامپیوتر قابلییت های گسترده تری یافته است. البته مهم ترین عامل در ساخت ویدیو، ایده و چگونگی پرداخت ونحوه ارایه و نمایش آن است. هم چنین آشنایی با ابزارهای دیجیتال  تدوین و صداگذاری و تکنیک ها، لازمه کار است.

معرک نژاد:  به نظر من ویدئوآرت هنری اعتراضی و عصیانگر  است و هنرمندِ ویدئوآرتیست از رسانه با در نظر گرفتن عامل مکانی– زمانی و فرهنگی استفاده می‌کند تا سخن، مفهوم و تفکری که مد نظر دارد را بیان کند. این معترض بودن در هر جامعه ای متفاوت عمل می‌کند. به عبارتی بنا به محدوده جغرافیایی و مسائل پیرامونش دگردیسی می یابد اگر چه در کَنه خودش ویدئوآرت باقی می ماند. بر فرض مثال در خاور دور به ویژه چین و ژاپن تظاهرات دانشجویی موضوع و تم آثار هستند که در نوع ویدئومستند خود را نمایش می‌دهند. در امریکا مسائل اقتصادی مد نظر است در اروپای شرقی به دلیل خفقان و فشارهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و آثار باقی مانده از آن تفکر، مسائل سیاسی مد نظر بوده و هست. بخش غربی و شمالی اروپا و منطقه آنگلاساکسون فمینیسم مورد توجه است و در ایران نیز مسایل سیاسی و تبعیض جنسیتی مطرح است.

هاشمی:  چند عامل باعث ظهور ویدئوآرت در اواخر دهه ی۵۰ و اوایل دهه‌ی ۶۰  قرن بیستم میلادی شدند. لازم می‌دانم به آنها اشاره کنم. یکی از عوامل موثر در به وجود آمدن ویدئوآرت دوربین های قابل حمل ویدئویی بود  نه تنها قابل دسترس برای عموم بودند بلکه هزینه و وقت برای ساختن عکس متحرک در مقایسه با فیلم بسیار کاهش می‌یافت ضمن این که قابلیت های گوناگونی  برای ویرایش داشتند که این خود باعث شد بسیاری از ویدئوآرتیست‌ها به سمت تجربه استفاده از این ابزار بروند به همین دلیل یک سری از خصوصیات ویدئو های اولیه در واقعه تجربه و کشف قابلیت های این ابزار بود. در مقابل تعدادی دیگر از ویدئوآرتیست ها بودند که با این ابزار بیشتر خود محورانه عمل می‌کردند آن گونه که بیشتر برای ثبت و مستند کردن اجرا (performance) استفاده می‌شد و بیشتر خودِ آرتیست محورانه و سوژه اثرش می‌شد مانند ویدئو های ویتو آکونچی . از جهتی دیگر ویدئو به عنوان ابزاری انتقادی ، ساختارشکنانه در مقابل تلویزیون بود که به سرعت در زندگی مردم غرب به صورت تأثیر گذاری رخنه کرده بود . بسیاری از هنرمندان آن زمان تأثیرات تلویزیون را مخرب و عاملی برای شستشوی مغزی مردم از طرف دولتها می‌دیدند لذا ویدئو عاملی شد تا بتوانند با هزینه کم و به صورت مستقل عکس های متحرک یا ویدئوآرت هایی بسازند و از قابلیت های تلویزیون استفاده کنند تا از این طریق آگاه سازی تأثیرات مخرب تلویزیون را نشان دهند. برای مثال کریس بردن (Chris burden) تعدادی تبلیغات تلویزیونی با مفاهیم ضد جنگ به صورت ویدئوآرت ساخت که در تعدادی در آنها از پرفرمنس های خود استفاده کرد   و آنها را در یکی از شبکه های مستقل تلویزیونی آمریکا برای مدتی نمایش داد. هم‌چنین نام‌ جون پایک (Nam june paik) در پروژه‌ی “صبح به آقا ی ارول”  ضمن این که برای نمایش دادن ویدئوآرت از قابلیت  پخش ماهواره ای تلویزیون به صورت همزمان در مکان های متفاوت  استفاده کرد اشاره ای نیز به نقش مخرب تلویزیون داشت. در کل ویدئوآرت در مقابل تلویزیون که به تیم پرهزینه و حرفه ای نیاز داشت حتی برای ساخت برنامه های تلویزیونی با هزینه های بسیار کم توانست خودش را نشان دهد.

 معرک نژاد:  به روند تاریخی ویدئوآرت اشاره شد و هم‌چنین  آن‌چه ویدئو نیست بیان شد، با این اوصاف شاید سوال شود اگر تعریف مکفی برای آن نیست پس ویدئوآرت چگونه شناخته می‌شود؟ به نظرم باید از دو حوزه فلسفه‌ی زیباشناسی استفاده کرد. نخست نظریه نهادی که در این صورت جمعی کارشناس ویدئوآرت می توانند بر آن نظارت کنند و تشخیص دهند که اثر ویدئوآرت هست یا خیر. دیگری نظریه شباهت خانوادگی نو ویتگنشتاینی هاست به نوعی ویدئوآرتیست ها هم از آن بهره می‌برند. آن گونه که با مشاهده و فعالیت در این زمینه به مرور شباهت هایی بروز می‌کنند و دسته بندی هایی رخ می‌دهد که می‌توان با آن ویدئوآرت را از سایر موارد متمایز کرد. یک اما اینجا پیش می آید و آن این که بنابر شباهت خانوادگی برای ویدئوآرت تعریفی ارائه کنیم.

چیدمان:  تفاوت ویدئوآرت با مدیا های دیگر مانند سینما در چیست؟

معرک نژاد:  در آغاز پیدایی ویدئوآرت تفاوت در ابزار و ساختار مسیر ویدئو و سینما را جدا کرده بود. برای نمونه آثار اولیه ویدئوآرت تدوین نداشتند، روایت داستانی نداشتند، تصویر برداری بر روی نوارهای ویدئویی بودند. در صورتی که فیلم برداری بر روی فیلم های ۳۲ و ۱۶ و ۸ میلیمتری بودند و مراحل ظهور فیلم ها و نگاتیو شدن و پوزتیف شدن شان مراحل خود را داشتند. اگرچه در مواردی ویدئوآرت های اولیه بر روی فبلم های ۱۶ یا ۸ میلیمتری هم تولید می‌شدند. نحوه‌ی پخش و مکان ارائه اثر هم متفاوت بود. اما امروزه ویدئوآرت می تواند سینمایی هم باشد و حتی ویدوآرتیست می تواند اثر سینمایی را با تغییراتی و دستکاری هایی به وبدئوآرت بدل کند. اما تفاوت های اساسی نیز دارند از آن جمله در باورمندی مخاطب. سال ۱۹۷۱ میلادی ویتو آکونچی در اثری به نام Claim Excepts  صحنه ای را نمایش می‌داد که از پله های ساختمانی که تماشگران در حال دیدن ویدئو بودند بالا می آمد با میله ای در دست و به حالت خشونت اوری و ممکن بود در برخورد به کسی باعث آسیب شود و تماشگران در تردید بودند که آیا این تصویری از گذشته است یا هم اکنون هنرمند دارد وارد سالن می‌شود و تصمیم گرفتند صحنه را ترک کنند. این کنش هنرمند و واکنش مخاطب در سینما امکان پذیر نیست. از این مثال می خواهم یک نتیجه دیگر هم بگیرم و آن این که ویدئوآرت نمایش حال و اکنون است به عبارتی مخاطب اثری ویدئوآرت را مشاهده می‌کند با این فرض که اکنون در حال اتفاق است و زمان و زمان بندی ویدئو به اکنون وابسته است در صورتی که مخاطب سینما با این فرض مشاهده کننده است که می‌داند فیلم روایتی از گذشته است. تفاوت دیگر در نوع زمان پخش اثر است آثار ویدئویی از کوتاهترین زمان تا بلند ترین زمان را به خود اختصاص داده اند از اثری پنج ثانیه ای تا هفتاد و دو ساعته. در صورتی که در سینما چنین نیست و زمان محدود است و برخی کارگردانان در آن سالها دست به ساخت فیلم هایی با زمان غیر معمول می زدند برای مثال فیلم ” زیبای مزاحم” اثر ژاک ریوت چهار ساعت بود. و هم چنین زمان کمتر از هفتاد دقیقه اثر به فیلم کوتاه بدل می‌شود.

ایرانپور:  از دهه‌ی ۱۹۶۰  به بعد برای افراد فقط این مهم بود که هنرمند باشند و برای آنها مهم نبود از چه ابزاری استفاده می‌کنند به همین دلیل از ابزارهای سینمایی چون فیلمبرداری، تدوین، صدا، حرکت و زمان به عنوان یک امکان استفاده کردند.  ویدیو آرت  لحظه کنونی و موقعیت انسان را ثبت می‌کند. گر چه از فضای سینمای تجربی و آوانگارد تاثیر بسیاری پذیرفته است. اما یک بداهه سازی در لحظه است .زمان نمایش ویدیوآرت می تواند بسیار کوتاه یا بسیار بلند باشد و خارج از چارچوب سینمایی  زمان را می‌شکند ، مدت زمان در فیلم های سینمایی شروع و پایان دارند درصورتیکه یک ویدیو می تواند بارها تکرار شود ضمن آن که هزینه ای برای دیدن آن پرداخت نمی‌شود. در سینما گذشته و آینده با روایت پیوند می خورد ، در ویدیوآرت تعلیقی شاعرانه تجربه می‌شود که قبل و بعد، از نظر بُعد زمانی بی معناست و بیننده را در زمان حال نگاه میدارد. یکی از تفاوتهای بین ویدیوآرت و فیلم سینمایی این است که ویدیوآرت قراردادهای سینمایی را به چالش میکشد و پای بند برآنها نیست. ویدیوآرت می تواند از بازیگران استفاده نکند، دیالوگی نداشته باشد، طرح و یا روایتی قابل تشخیص نداشته باشد و اهداف  متنوع تری را دنبال کند، هزینه ها و تجهیزات و ارزانی و سهولت کاربرد  ویدیو ارت با سینما نیز متفاوت است. تفاوت دیگری که وجود دارد چگونگی اجرای اثر”Instalation” است.  ویدیو آرت، سینما را به عنوان مکانی برای نمایش به چالش میکشد چنانچه بیشتر مکان ارایه ویدئوها گالری ها موزه ها و یا فضاهای باز هستند. این ارائه  میتواند به صورت تصویری اپتیکال ” Optical ” بر یک دیوار یا یک ساختمان بزرگ یا یک مجسمه نمایش داده شود و ارتباط مستقیم با مردم برقرار کند.

هاشمی:  در سالهای شروع ویدئوآرت، تفاوت ویدئوآرت و سینما واضح‌تر بود . با این که هردوی آنها عکس های متحرک استفاده می‌کردند اما یکی از واضح ترین تفاوت های این دو در ابزار ساختشان بود . ویدئوآرت از دوربین های ویدوئی دیجیتالی ( الکترومغناطیسی) استفاده می‌کرد که در نتیجه ویرایش آن هم با قابلیت های بیشتری می توانست انجام شود در صورتی که  در سینما از دوربین های مخصوص فیلم(فیلم برداری )  استفاده می‌شد که  عکس های متحرک همانند دوربین های عکاسی روی نوارهای فیلم ضبط می‌شد که ظهور این فیلم نیاز به یک پروژه شیمیایی داشت و دارد و ویرایش آنها وقت گیر و پرهزینه تر نسبت به دوربین های دیجیتالی بودند. از خصوصیات دیگر ویدئو های اولیه غیر روایی بودن آنهاست البته این را نمی‌توان صدرصد در مقابل سینما گذاشت از آنجایی که سینمای آوانگارد و تجربی نیز برخورد ساختار شکنانه در مقابل ساختار روایت گونه کلاسیک سینما دارد. ازتفاوتهای اولیه  ویدئوآرت و سینما خاصیت نمایش ویدئوآرت در گالری و اکثراً به  صورت چیدمانی در آن فضای بود در صورتی که سینما به خصوص سینمای هالیوودی و کلاسیک می‌بایست در فضای سالن های نمایش  دیده می‌شدند . درحالیکه این خصوصیت نیز در زمان حاضر لزومی ندارد و هردوی اینها (ویدئو و سینما) در مکان ها و فرمت های متفاوت قابلیت نمایش دارند .امروزه هم ویدئو از قابلیت های سینمایی حتی از ابزار ساخت  آن در خدمت ایده و مفهوم  استفاده می‌کند و هم سینما از بسترهای هنری و امکانات دیجیتالی برای ساخت و ویرایش استفاده می‌کند، علی الخصوص در زمینه‌ی سینمای تجربی (آوانگارد). این موضوع یکی از مشخصات هنر امروزی هم شده که به سمت بین رشته بودن می روند.

معرک نژاد:  از طرفی در سینما، نسبت پخش، اندازه تصویر و فرمت آن مشخص و ثابت است. در صورتی که شما نسبت به نوع ایده و چیدمان تان می توانید نسبت ها را تغییر دهید و بسیار آزادتر عمل کنید. البته مقایسه سینما با ویدئو برای برتری و مقایسه این دو چندان مناسب نیست چون هر کدام نظام نشانه ای خود را دارا هستند. از طرفی تفاوت فقط در سینما و ویدئوآرت نیست بلکه مقایسه و تفاوت ها و تشابهات میان ویدئوآرت و ویدئوهای مناسبتی نظیر ویدئوهای خانوادگی هم مطرح است. امروزه در بیشتر خانواده ها دستگاه تصویربرداری وجود دارد و ویدئوهای خانوادگی و مراسم هایی نظیر تولدها، جشن عروسی ها و از این دست که مناسبتی هستند نیز وجود دارند. یک نقبی هم برخی مباحث کنم که هم‌چنان ویدئوآرت را با تعاریف سی، چهل سال قبل می‌شناسند. در مقاله ای اشاره شده بود به ویدئوآرت و نظریه‌ی باز تولید مکانیکی اثر هنری که توسط والتر بنیامین مطرح شده بود. با این تفسیر که به اندیشه بنیامین در تولید و تکثیر دوباره آثار در وجوه مختلف از تقدس و هاله‌ی مقدسی که اثر را در برگرفته کاسته می‌شود. این صحبت در باره ویدئوآرت به آن نوع از ویدئوها باز می‌گردد که تک کاناله و برای پخش از تلویزیون یا از ویدئوپرژکتور بهره می‌برند. به عبارتی ساده تر بر روی DVD  یا VCD  یا نظایر آن باشند. اما در نوع ویدئو چیدمان یا ویدئو پرفورمنس جوابگو نیست.

چیدمان:  در صحبت های تان به ویدئو های مناسبتی اشاره شد. می‌توان تمایز بین ویدئوآرت و ویدئوهای مناسبتی اشاره ای بکنید؟ و این که اگر درست متوجه شده باشم در صحبت های تان میان فیلمبرداری و تصویربرداری تفاوت قائل می‌شوید.

معرک نژاد:  ابتدا بخش دوم پرسش شما را پاسخ بدهم. بله میان تصویربرداری و فیلمبرداری تفاوت است. ثبت تصویر بر روی فیلم های سینمایی ۸ یا ۳۶ میلیمتری و نظایر این فیلمبرداری هستند که مراحل ظهور و انتشار خود را دارند. ثبت تصویر بر روی دوربین های دیجیتال را تصویر برداری می خوانیم. اما پاسخِ بخش اول پرسش شما؛ تصویربرداری ویدئو های مناسبتی دارای ویژگی های خاص به خود هستند برای نمونه تقریبا این گونه ویدئوها ساختار ثابت دارند. بخشی از زندگی خصوصی را ثبت می‌کنند که خانواده هاتمایلی به نمایش عمومی آن ندارند. همان تصاویر خصوصی نیز محدویت هایی دارند مثلا تصاویری از حمام -جدای از حمام رفتن و آب بازی کودکان- در این گونه ویدئوها تصویری نیست. تصویربرداری ها تقریبا بر ثبت لحظه ای از زندگی واقعی افراد تاکید دارند و بیشتر اتوبیوگرافی بومی هستند که می تواند دستمایه‌ی انسان شناسی باشند و تحت شرایط غیر سفارشی و افراد آموزش ندیده تهیه شده اند. در مورد تصویربرداری های جشن ها و مراسم عواملی مثل تصویربردار و تدوین‌گر مشخص نیستند و برای مخاطب هم در بیشتر موارد، دانستن آن ارزشی ندارند و پرس و جو نمی‌کند.

چیدمان:  ویدئوآرتیست کیست؟

ایرانپور:  شکل ارتباطات امروزه امکان تبادل ایده ها و اندیشه ها را بی اعتنا به قیود جغرافیایی فراهم کرده و این امکان را در اختیار هر فرد قرار داده که  اطلاعات را از انحصار شخصی خود  رها کرده و با جهان به اشتراک بگذارد.  ارتباطات وسیع در ابعاد جهانی  بوسیله اینترنت در فضاهایی ‌چون یوتیوب  و ویمِئو ،فضای نامحدودی را در اختیار هنرهای زاده‌ی دنیای تکنولوژی و مولتی مدیا قرار داده است و امکان تبادل اندیشه را بیش از پیش  فراهم کرده‌است  ارتباطات امروز  وسیع ترین شکل خود را در تاریخ بشر تجربه می‌کند تکنولوژی امروز ابزار هایی را در اختیار هر کسی قرار می‌دهد تا لحظات میرای زندگی خود را پایدار کند و در دنیای سلطه‌ی تصویر؛ تکنولوژی این وسوسه را به حقیقت نزدیکتر می‌کند. و روی خط اینترنت به شکل های متفاوت در اختیار مخاطب جهانی قرار می‌دهد، ویدیوآرت امروزه تا دورترین نقاط دنیا ، اجازه ورود به هر خانه ای را پیدا کرده تا آنجا که مخاطبین آن نه تنها متفکران، هنرمندان، سیاستمداران، رهبران جوامع که تمامی مردم را در بر گرفته است. در دوره ای که مخاطب  یکی از مهم ترین اصول حاکم شناخته می‌شود، ابزار نوین برای یک ارتباط فرا شخصی و هم چنین برای نمایشی کردن فضای شخصی قابل استفاده است .امکانات بی اندازه و در دسترس بودن ویدیو آرت باعث جذب جوانان بسیاری شده که خود در عصر رسانه ” Media ” رشد کرده اند.تعداد هنرمندان رفته رفته افزایش یافته و کارها شخصی تر شده اند. بعضی از آنان به سمت خلق اینستالیشن های رایانه ای و پیچیده رفته اند که نه تنها تصویر را کنترل میکنند بلکه روش دیدن را هم با دیدگاه خود تعیین میکنند.

معرک نژاد:  به نظر من ویدئوآرتیست یا به طور کلی هنرمندِ زمانِ حاضر می‌بایست چند بُعدی باشد و نوعی وظیفه و نقش روشنفکر را بر دوش دارد. همان نقشی که در قدیم با نام حکیم از آن یاد می‌شد. حکیم ریاضی دان، منجم و محقق و پزشک نیز بوده به گونه ای آگاه به دانش زمانه‌ی خود بوده است. در حیطه ویدئوآرت نیز اطلاعات جامعی می طلبد از تصویر برداری گرفته تا بازیگردانی، تدوین، موسیقی، عکاسی و مواردی که لازمه‌ی ساخت اثر است. و به عقیده‌ی من، ویدئوآرتیست باید بتواند تمامی‌ کارها را خودش انجام دهد.حُکم صادر نمی‌کنم بلکه نظر من این است و البته هستند بسیاری که هر بخشی از ساخت اثرشان را تکنیسین مربوطه انجام می‌دهد و ویدئوآرتیست نقش کارگردان را به خود می‌گیرد. البته اینها از بُعد تکنیکی قضیه است. از جنبه تفکر، ایده و پرداخت ایده خیلی مهم است چون ایده است که نحوه تصویربرداری و اجرا و نمایش را تعیین می‌کند.این که دوربین دست  می‌گیرند که به هر روی تصویر ضبط می‌شود بعد نمایش می‌دهند و اثر را می‌بینی که مفهوم، فرم، و بیان هیچ جایگاهی ندارد و بیشتر یک اثر تفننی است و فکر می‌کنند ویدئوآرتیست شده‌اند خودش معظلی است . البته این افراد بعد از یکی دو کار دست از ساخت ویدئو می‌کشند و به هنری دیگر می پردازند دو دلیل هم دارد یکی این که ایده در ویدئوآرت مشکل به دست می آید و دوم ساخت اثر زمان و امکانات می خواهد. یک ویدئوآرتیست شاید در سال یک ویدئوآرت بتواند به انجام رساند.

چیدمان:  دلایل و ضرورت شکل گیری ویدئوآرت بطور کلی چه بوده است؟

معرک نژاد:  مسایل اجتماعی- سیاسی و هنری برای بروز آن دخیل اند. برخی در ادامه جریان های گذشته بودند که در تداوم شان به ویدوآرت منجر شده اند و برخی دیگر در تعامل با جریان های موازی. ولی من بیشتر تاثیر پارادایم پساساختگرا را در پیدایی کلیت هنر ویدئو موثر می‌دانم و در ادامه جریان های موازی در فلسفه و مباحث نظری و تکنولوژی، که قبلا در ابتدای بحث اشاره کردم و تکرارش ضرورتی ندارد.

چیدمان:  تکلیف گالری دار و موزه با نمایش و آرشیو و نگهداری آثار ویدئوآرت چیست؟

هاشمی:  در این رابطه شاید مسئله زمان و آثار بتواند جوابی برای سوال شما باشد که چندین وجه پیدا می‌کند. تمامی آثار هنری چه دوبعدی چه سه بعدی یا ویدئو باشند دارای طول زمانی اند که می تواند در محتوای اثر یا در  روایت اثر باشد و یا مدت زمانی که مخاطب صرف می‌کند تا متن تصویری را ببیند. هم‌چنین به تغییراتی که زمان بر روی اثر دارد مثل تغییر شیمایی و فید شدن اثر نیز هست. در Motion Pictur( شامل سینما و ویدئو) خود هنرمند هم زمانی را به اثر اضافه می‌کند که زمان واقعی است. با این مقدمه نوع دیگر زمان که می تواند به جواب سوال شما نزدیک شود، در ویدئو وآرشیو کردن آن است که امروزه چالشی برای ویدئوآرتیست و مجموعه داران و گالری دارها شده است. و آن این که نگهداری و آرشیو کردن تا چه زمان می تواند حافظ اثر به ویژه ویدئوآرت باشد. یک اثر نقاشی  دارای فیزیک و جسمیتی است که می‌توان آن را در مکانی محافظت کرد و در صورت معیوب شدن می‌توان ترمیم کرد، اما چه تضمینی برای نگهداری آثار ویدئو هست که بر روی دی وی دی ها یا هارد دیسک و از این موارد هست که با یک ضربه یا ویروس،  محو و نابود می‌شوند و در مواردی بازگشت ( ریکاوری) هم نمی‌شوند.از طرف دیگر نگهداری اثر تا چه اندازه با نمایش اثر هماهنگ است یک ویدوآرت وابسته است به مکان یا دستگاه های مرتبط که به صورت چیدمان یا پرفورمنس اجرا شده است این چنین آثاری چگونه در یک مجموعه و هارددیسک و نظایر آن باید قرار داد. به عبارت دیگر ویدئوآرت به نوعی وابستگی به تکنولوژی و امکانات بیرون از خود دارد تا ماهیت پیدا کند..

چیدمان:  ویدئوآرت در ایران از چه تاریخی و چگونه شروع شد و روند شکل گیری آن چگونه بود؟

معرک نژاد:  متاسفانه تاریخ مدونی مکتوب نشده و بیشتر کسانی که در زمینه‌ی ویدئوآرت و تاریخچه آن در ایران قلم زدند بیشتر خودشان ویدئوآرتیست بوده اند و از دیدگاه و برداشت خودشان نوشته اند و بیشتر شرح حال است تا تاریخ ویدئوآرت. اما اولین موجی که ویدئوآرت را بر سر زبان ها انداخت نمایشگاه هنر مفهومی ۱۳۸۰ خورشیدی در موزه هنرهای معاصر تهران است. اما به نظر من آن تاریخ شاید به حَسَبِ کثرت موفق بوده اما نمایشگر آغاز نیست و فکر کنم باید یک تحقیق گسترده انجام بگیرد و مشخص شود کجا و چگونه آغاز ویدئوآرت ایران است. حتی سال ۱۳۹۲ در خانه هنرمندان تهران یک دهه ویدئوآرت ایران برگزار شد آن هم به تمامی نتوانست جوابگو باشد.

ایرانپور:  ویدیوآرت در ایران هنری نوپاست ، از آنجا که ویدیو بیش از هر رسانه ای هنری دیگری وابسته به پیشرفت تکنولوژی و استفاده از آن است ، نسل جدید هنرمندان ایرانی پس از اشنایی  استفاد از این رسانه را اغاز کرد ، دهه هشتاد را میتوان اغاز فعالیت هنرمندان ایرانی در این زمینه بشمار اورد ،  نخستین حضور  و کسب جوایز بین الملی هنر ویدیویی ایرانی در این دهه صورت میگیرد. هنرمندان ایرانی فعالیت هنری خود را در این زمینه با رسانه های دیگر اغاز کرده اند و پس از  دوره نقاشی، عکاسی یا فیلم سازی به  این رسانه روی اورده اند

معرک نژاد:  چند جنبه را باید مد نظر داشت. کسانی هستند که فیلم سازان موج روشنفکری ایران را مطرح می‌کنند که آغازگر ویدئوآرت ایران هستند. اگرچه تعدادی از بزرگان سینما در این زمینه فعال هستند اما به نظر من ملاک موقعه ای است که هنرمند با آگاهی و دانش ویدئوآرت ساخته است. کسانی که این مسئله را مطرح می‌کنند می خواهند برای خودشان نسب شناسی ویدئوآرت بسازند و چه کسانی بهتر از هنرمندان فیلم ساز مطرح ایران.

چیدمان:  رابطه میان اقتصاد هنر با ویدئوآرت چیست؟

هاشمی: ویدئوآرت به دلیل این که خاصیت ماده بودن ندارد شرایط کلکسیونی متفاوتی نسبت به ( اکثریت )  بقیه رسانه ها دارد . همین عامل باعث می‌شود متقاضیان خانگی این نوع آثار کم شوند و همچنین به خاطر خاصیت غیر شیئی و وابستگی این رسانه به ابزار الکترونیکی برای به نمایش در آمدن باعث می‌شود که متقاضیان خانگی ، غیر خانگی ، کلکسیونی ویدئوآرت را کاهش دهند .همچنین قوانین پیچیده کپی رایت ، صوت و تصویر نیز می تواند از عوامل موثر این قضیه باشد .

ایرانپور:  امکانات بیانی نامحدود ، دسترسی به منابع شبکه های وب ،  قدرت شگرف تاثیر گذاری بر مخاطب و مناسب بودن هزینه های تولید و سهولت انتقال و نمایش اثر، همچنین امکان حضور در فستیوالهای جهانی و خرید اثار هنرمندان ایرانی توسط نهادهای خارجی شاید از عوامل رواج این رسانه در تولید هنری باشد

چیدمان:  ویدئوآرت در ایران چه کمبودهایی دارد و موانع رشد و چالشهای آن چیست؟

هاشمی:  قضیه خرید و فروش و کلکسیونی کردن ویدئوآرت چالش بیشتری در ایران پیدا می‌کند به این صورت که  بیشتر مکان هایی برای  آرشیو هایی (آنلاین و حقیقی ) هستند و  نه تنها به هنرمندان سازنده ویدئوهایشان هزینه ای پرداخت نمی‌کنند بلکه بعضی از آنها هزینه ای  از هنرمندان هم می‌گیرند ضمن این که هرچند قابل ذکر است که اکثرا حضور این ویدئو ها در این آرشیوها بسیاری از قوانین کلکسیونی را تبعیت نمی‌کنند از جمله حقوق مادی تعداد ادیشن و غیره . هر چند که اکثریت این آرشیوها به نوعی از نمایش دادن این ویدئوآرتها از جاهای مختلف استفاده می‌کنند منتهی در مقابل نمایش این ویدئوها به هنرمندان هزینه ای پرداخت نمی‌کنند. همچنین با وجود این که در جاهای مختلف جهان شاهد این هستیم که هنرمندان ویدئوآرت در قبال اسکرین هر نمایش ویدئوآرت  از برگزارکننده پروژه، هزینه ای دریافت می‌کنند که می تواند برگزار کننده  همان نمایش‌گردان یا گالری دار یا موزه دار باشد.

چیدمان:  دورنما و آینده ویدئوآرت درهنر معاصرجهان و  ایران را چگونه می‌بینید ؟

هاشمی:  احتمالاً بر دو محور بچرخد: ویدئو وتکنولوژی. فکر می‌کنم که اینترنت نقش مهمی در نمایش دادن ویدئو در حال و آینده  دارد به خصوص شبکه هایی مثل یوتیوب و ویمئو (Vimo) که این امکان را به کاربران خانگی می‌دهد که به نوعی ویدئوآرتیست باشند و به صورت مستقل ویدئو خود را بتوانند نمایش دهند که ساختاری دموکراتیک به آن می‌دهد و به نوعی آن ها را نمایش گردان خودشان نیز می‌کنند و این باعث می‌شود تعدادی نمایشگردان های مستقل به وجود آیند که بتوانند چه با استفاده از امکانات آنلاین که خاصیت شراکتی دارد بین آرتیستها ، نمایشگردان ها و گالری دارها در مکان های مختلف جهان با حداقل هزینه به صورت آنلاین و یا حتی حقیقی به صورت مستقل اقدام به نمایش گردانی ویدئوآرت کنند..

چیدمان:  ویژگی‌های  آثار ویدئوآرت ایرانی و ویدئوآرتیست های ایرانی کدامند؟

معرک نژاد:  ویدئوآرت طیف وسیعی دارد و برای هر کدام ویژگی های خاصی را می‌توان ذکر کرد. اما به نظر من جدای از مضمون آثار که سیاسی و جنسیت گرایی هستند دو گونه ویدئوآرت در ایران مشخص است هنرمندانی که تاکید را بر فرم قرار دارند و بیشتر فرم گرا هستند و دسته‌ی دوم که بیشتر جنبه نمادین اثر را مورد توجه قرار می‌دهند. البته اگر بتوان فرم‌گرایی را با آثار نمادین که برگرفته از آیین های جامعه هستند ترکیب کنند هم در ایران و هم خارج از ایران موفق تر عمل می‌کنند.

هاشمی:  در ایران شاهد این هستیم که تعداد زیادی ویدئوآرت ساخته می‌شود. عوامل زیادی در این قضیه نقش دارند که یکی از آنها می تواند قضیه تحریم ها باشد که محدودیت بسیار زیادی برای هنرمندان ایجاد کرده است چه برای خرید و فروش آثارشان ( دو بعدی و سه بعدی ) و چه در حمل و نقل آثارشان  . درصورتی که ویدئو به خاطر خاصیت دیجیتالی این قضیه را حل کرده و هنرمندان می توانند حتی با تلفن همراه یا دوربین های غیر حرفه ای و ارزان قیمت ویدئو ساخته و اقدام به ویرایش آن درلب تاپ شخصی کنند. و شاهد آن هستیم که از طریق اینترنت ویدئو خودشان را با کمترین هزینه در فستیوال های خارجی  نمایش می‌دهند و حتی آثارشان را به نمایش‌گردان ها یا گالری های خارج از کشور به فروش می‌رسانند. حتی در بعضی از کشورها  که خرید و فروش(قانونی) آثار دو بعدی و سه بعدی ممکن است  شامل تحریم باشند اما آثار ویدئویی در خارج از کشور می توانند نمایش داده شوند و آثار و هزینه های آن شامل تحریم ها برای هنرمندان ایران  نیست. از زاویه ای دیگر، این عوامل تأثرات مثبت و منفی داشته ، تعداد زیاد ویدئو ساخته می‌شود که بسیاری از آنها کیفیت مناسبی نداشته و سطحی اند و خیلی از ویدئوهایی هم شاهد هستیم که هنرمندانه بوده اما مانند ویدئو های اولیه دهه ۶۰ به مستندی از پرفورمنس هنرمند شبیه هستند که شخصی بوده و لایه های بسیار کمی در پس آنهاست که با تعجب بعضی وقتها دارای بیانیه های سنگین فلسفی هم هستند. ویدئوآرت به عنوان ابزاری در خدمت ایده قرار می‌گیرد  که هنوز برای خیلی از هنرمندان ایرانی جا نیفتاده و به این منظور هم‌چنان به منظور ساختن ویدئوآرت  اثری می‌سازند و نه به عنوان ابزاری در خدمت ایده .

چیدمان:  آیا مخاطبان ویدئوآرت با آثارهنرمندان ویدئوآرتیست معاصر ایران ارتباط برقرار می‌کنند؟

معرک نژاد:  به نظرم مخاطبان ارتباط خوبی با ویدئوآرت برقرار می‌کنند و حتی تا حدودی نسبت به دیگر هنرهای مفهومی از استقبال بهتری برخوردارند. شاید مخاطب ایرانی که همیشه ذهنیت مفهوم گرایی داشته در اثر با آیین ها و نمادهای آشنا با و  جامعه مواجه می‌شود و به نوعی خودش را باز می یابد و همسویی، این همانی و هم‌حسی با آثار  برقرار می‌کند و همین امر باعث شده  استقبال بیشتری از آن بشود. به ویژه با تمام بی مهری ارگان ها و سازمانها به این هنر در چند مورد شهرداری ها پا پیش گذاشتند و نمایشگاه هایی ترتیب داده‌اند و که چون شهرداری مراکز غیر گالری را مد نظر داشته که مرکز رفت و شد مردم باشد این امر نشان داده که به طور عام استقبال خوبی از طرف مخاطب شده است.

چیدمان:  نقش و سهم دانشگاه ها و مراکزآکادمیک و آموزشی در توسعه ویدئوآرت چیست؟

ایرانپور:  سر فصل دروس دانشگاه سالها ست که  بر اساس هنر مدرن تعریف و اجرا میشوند و  روزآمد نشده اند.  با توجه به تحولات هنری،  قالب های سنتی و مدرن در پاسخگویی به نیازهای دانشجویان امروز بسیار ناکارامد هستند  بی تردید مراکز خصوصی  اموزشی نقش بسزایی درجذب و معرفی و ترویج هنر معاصر داشته و دارند و فعالیتهای بین الملی مستقل از نهاد های دولتی داشته اند .

هاشمی:  اگر بخواهم در زمینه منابع هم مطلبی اضافه کنم. منابع در باره ویدئوآرت و حتی دیگر هنرهای مفهومی و معاصر بسیار محدود هستند. ترجمه ها نیز کم پیدا می‌شوند که خوب و سلیس و مناسب باشند و گاه حتی ترجمه ها نیز معاصر و به روز نیستند. مطالب در باره ویدئوآرت را بیشتر باید در مجلات و نشریه ها جستجو کرد که آنها نیز منقطع هستند. از بابت موسسات دولتی هم باید گفت تمایلی به نمایش آثار معاصر به ویژه ویدئوآرت ندارند. در دانشگاه هم تعدادی دروس و واحدهای محدود در این زمینه وجود دارند که کافی نیستند. و به نظرم می‌بایست مراکز و موسسه هایی قدم پیش بگذارند منابع را تهیه کننده ترجمه کنند و در دسترس مخاطبان خود قرار دهند. و آن تعدادی هم که اکنون فعال هستند نمونه ای از مغازه شده اند که بیشتر منافع خود را مد نظر دارند. و قابل اعتماد بودن و نیروهای انسانی مترجم آنها نیز دچار تزلزل است.

————————-

فصلنامه چیدمان/ شماره هشتم/ زمستان ۱۳۹۳

نظرات بسته شده است.