فیس بوک کارکردی دوگانه و”من” ایرانی

1:
در هرکجای جهان که باشیم فیس بوک دو وجه یافته است
الف)وجهی که فیس بوک بخشی از زندگی مان شده است و مثل بختک بر بخشی از زمان هر روزمان افتاده است. مثبت یا منفی.
ب)بخشی که آن را مثل دفتر خاطرات یا البوم عکس های خصوصی مان کرده ایم.
امادراین فضا هنوز در گفتگومندی راه نیافته ایم. زیرا هنوز تک گویی می کنیم و هنوز به جهان رسانه های دوجانبه و تعاملی نرسیده ایم
اما به هر روی و به اجبار این تکنولوژی هم مثل دیگر وسایل به زندگی مان راه یافته است.
اما …کاری به دیگر جوامع ندارم و نمی خواهم مقایسه کنم ..اما…
به بسیاری از این صفحات فیس بوک ایرانی که رجوع کنیم بیش از نود درصد فقط تک گویی می کنند و به سخن کسی گوش نمی دهند. مثل زندگی اجتماعی مان فقط امده ایم که بگوییم “من” ؛ ” مرا ببینید” ؛ ” من شاعرم” ؛” من هنرمندم” ؛ ” من درک بهتری دارم”
و تا وقتی این “من” خیلی ” من” است دیگری را نمی‌پذیرد.کمی اجازه بدهیم دیگری هم بگوید و این “من” بشنود.
—————————–
بیشتر خطابم به “من”خودم بود……به خود نگیرید.!!

2:
الف)فیسبوک فیلتر است. و با روش‌های گوناگون درون آن نفوذ می کنیم غافل از اینکه این هم خودش نوعی کنترل است.
ب)دوستانی که با نام‌های مختلف دقیقه به دقیقه متن های نوشتاری و تصویری بی معنا وبی مفهوم می گذارند تامطلب مهم در میان آن همه مطلب گم شود.
دوستانی هم با داشتن بیماری تنهایی به تک گویی دایم در فیس بوک می پردازند. در یک روز بیست-سی – چهل پست می گذارد…برای کی؟ برای چی؟.مجال نمی دهند کسی بخواند!!
کمی صبوری.. .بگذار مطلب ات خوانده شود…تو هم از دیگری را بخوان …………….وبعد برو سر مطلب بعدی…
————-
و تا وقتی این “من” خیلی ” من” است دیگری را نمی‌پذیرد. کمی اجازه بدهیم دیگری هم بگوید و این “من” بشنود.

3:
می نالیم چرا جور دیگری در مورد ما قضاوت می کنند.!!
ما عکس ها و نوشته هایی که حاضر نیستیم حتی دوستان صمیمی مان – در زندگی عادی مان – ببیند را در فیس بوک می گذاریم برخی آنقدر قشنگ که بی اختیار بیننده را تحریک می کند -کاری به این ندارم که مشکل از بیننده است. فرض کنید مخاطب بیمار است!!)
و برخی نیز شکلک های مسخره ای که از دیدن اش حال ات به هم می خورد
هر کس آزاد است هر گونه می خواهد در فیس بوک رفتار کند.
اما وقتی هنوز دست پای سنت اسیرت کرده است این انجولک بازی های فرامدرن چیست؟!!
هر گونه می خواهی باش ..عکس های دیگران را جای خودت بگذار..
متن های قلمبه سلمبه بگذار…
عکس از پارتی ها و … بگذار .
اما به این شعور هم برس که دیگری با دیدن شان می تواند نظر دهد – تا وقتی دیدگاه گذاری باز باشد..-
اگر نمی خواهی ..پس فضای مجازی و زندگی ات را دوباره برای خودت تعریف کن.
اما کمی …
فیس بوک هم مثل تمام جوانب زندگی مان پر است از تناقضات..مثل وقتی می خواهیم از دری بگذریم و آن قدر به هم تعارف می کنیم و شما بفرما و اول دست راست واول خانم ها …. که کلافه می شویم.
اما همین افراد در چهارراه خیابان و پشت چراغ قرمز راهنمایی هنوز چندثانیه مانده سبز شود – و یا چند ثانیه مانده قرمز شود – مثل پیست اسب دوانی منتظر بازشدن دریچه هستیم تا هجوم ببریم………!!
وقتی دقت کنی هیچ کدام هیچ جا کار مهمی ندارند..اما….
——————-
کمی متعادل باشیم.هر جامعه ای الگوی خودش را می طلبد.

======================

مطلب مربوط به اسفند 91 می باشد.

نظرات بسته شده است.