شعر شماره چهار

۴)

پشت سرت
آهسته
از پله ها
پایین می آید
تمام اتاق ها را
سرک می کشد
حتی درون آشپزخانه
روی میز
که استکان چای
بخارش را
نرم نرم
در سکوت خلوت خانه
محو می کند.

 

با بی حوصلگی
از پله ها
پایین می آیی
درون آشپزخانه
روی صندلی می نشینی
چای تلخ را
مزمزه می کنی
و خیره می شوی
به غمناکی بشقاب ها
لیوان های کثیف
زیر سیگاری
و پرده ای که هنوز
تکان می خورد.

نظرات بسته شده است.