خوانش شعری از حمیدرضا وطن‌خواه

اثر “حمید رضا وطن خواه”

نویسنده: رسول معرک نژاد

حمید رضا وطن خواه، از سالهای ۱۳۶۹ سرایش غزلی متفاوت را دنبال کرد و اکنون یکی از شاعران شناخته شده در غزل فرم می باشد

غزل :

نگاه دوخته زن بر سیاهی دریا
که رفته رفته مه صبحگاهی دریا

جلو می آید و بر شیشه دست می کشد و …
سفید می شود از … تا دو راهی دریا

همیشه قصه همین جا رها شده تا بعد
بلم به ناحیه ای از نواحی دریا

رسیده است که پارو کشیده بود فقط
شبی شکارچی شاه ماهی دریا

*
به هیچ وجه! نه! راضی نمی شود دل زن
نگاه دوخته تا بر دو راهی دریا

سی و سومین شعر از مجموعه شعر: یکی از کلاغ ها کم شد
………………………………………………………………

بیت اول:
نگاه دو خته زن بر سیاهی دریا
که رفته رفته مه صبحگاهی دریا

شعر در قالب غزل و بر وزن “ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ” با ردیف اسمی” دریا ” .

شعر، روایی است و دارای دو تصویر موازی ؛
الف) زنی که از درون قاب پنجره به دریا خیره است ( فضای درون )
ب) نمایش از “ بلم که در ناحیه ای از دریاست ” ( فضای بیرون )

شعر با واژه ” نگاه دوختن ” آغاز می شود؛ نگاه برابر با چشم، دیدن، انتظار؛ و نگاه دوختن برابر با چشم به راه بودن؛ و منتظر کسی بودن.
“ سیاهی دریا ” ؛ دریا که در شب به سیاهی می زند، سیاهی واژه ای برای بیان نمادین ماتم، اندوه و ترس است و در ادامه با “ صبحگاهی دریا ” در تقابل قرار می گیرد.
” رفته رفته “ قید حالت و به معنای آرام آرام، به مرور، و به آهستگی است. اما معنای دیگری نیز به ذهن متبادر می کند؛ استفاده از صنعت ” براعت استهلال ” و می توان حادثه پایان غزل را این گونه تصور کرد که آن که رفته، برای همیشه رفته است و بازگشتی ندارد.
” زن ” نمادی از انتظار، مام وطن، زایش و بردباری به انتظار مرد ایستاده است. ” دریا” نمادی از گذشتن، رفتن، به روشنی رسیدن، پاک شدن و زندگی با تمام
تلاطم هایش.

بیت دوم:
جلو می آید و بر شیشه دست می کشد و…
سفید می شود از… تا دو راهی دریا

” جلو می آید” ، چه کسی؟ زن یا مه؟ یا تصویر خیالی؟ و در ادامه ” سفید شدن ” ؛ سفید شدن اگر چه می تواند همان مه باشد اما می تواند مکملی برای واژه نگاه نیز باشد. نگاهی که بر دو راهی دریا سفید شده است و چشم انتظاری را تشدید می کند.
“ دو راهی ” ، نشانه ای از تردید، اضطراب و انتظار. دو راهی که به دریا منتهی
می شود.
” واو ” ( و) درانتهای مصرع اول که به عنوان حرف ربط عمل می کند، در شعر کلاسیک قدیم رواج نداشته است، چرا که در شعر قدیم هر مصرع از لحاظ کلام و موسیقایی کامل بوده؛ اما در این جا، بیت از آن قواعد فراتر رفته و مصرع اول با ” و ” به مصرع دوم مرتبط شده است.
در این بیت با سه نقطه ( … ) عبارات رها شده اند، بعد از ” و ” و بعد از ” از” نیازبه متمم است؛ که در متن نیامده است و این رها شدن و ناتمام ماندن، بر ابهام شعر افزوده است؛ چه کسی جلو می آید و دست بر شیشه می کشد؟

بیت سوم:
همیشه قصه همین جا رها شده تا بعد
بلم به ناحیه ای از نواحی دریا

قصه رها شده؛ قصه ای که همیشه همین جا رها می شود و هیچ کس نمی خواهد آن را ادامه دهد و به پایان برساند.
همه چیز در انتها به پایان می رسد و شاید به پایان رسیده است، اما هنوز زن ایستاده تا صبح با نگاهی خیره بر دو راهی دریا. “ بلم “ نشانه ای از کسی که رفته است و
باز نگشته.
” نواحی دریا ” ، در قدیم این نوع استفاده از قافیه اِشکال داشته اما با توجه به واج شناسی زبان فارسی چون یک واج ” ه ” داریم در غزل امروز ایرادی بر آن وارد نیست.

بیت چهارم:
رسیده است که پارو کشیده بود فقط
شبی شکارچی شاه ماهی دریا

بلم به نقطه عمیق دریا رسیده است، جایی که در آن می توان بزرگترین ماهیان – شاه ماهی ها را ش– کار کرد. بلم و شکارچی نشانه ای از ” مرد ” هستند. شکارچی شاه ماهی نمادی از ” ابر مرد ” ، مردی که جویای کمال است و برای زن امنیت؛ و به انتظارِ زن معنا می بخشد.
اما باز تردید! بلم از آن مردی است که می خواهد بزرگترین ماهیان را شکار کند؟ یا خود، آن شکارچی شاه ماهی است که برای چندمین بار به صید رفته است؟ یا زن او را بزرگترین شکارچی می داند؟

بیت پنجم:
به هیچ وجه! نه! راضی نمی شود دل زن
نگاه دوخته تا بر دو راهی دریا

قبل از شروع بیت اخر؛ شاعر فاصله ای ایجاد کرده است و این علامت ، سکوتی را ایجاد می کند. نشانه ای از اتفاقی که راوی از بیان آن خود داری کرده است و نخواسته است با قطعیت مرگ مرد را بازگو کند.دارد
“ به هیچ وجه! “ قیدی به معنای هرگز، ابداً. و امیدوار به دو راهی دریا نگاه می کند؛ تا آن کسی که به امید شاه ماهی دریا…
” نه! ” گفتاری که زن در خود بازگو می کند یا راوی، که نظاره گر صحنه است، و هر دو چشم از دو راهی تردید برنداشته اند و هنوز بر دو راهی دریا نگاه دوخته اند و منتظرایستاده اند. آیا واقعاَ مرد شکارچی شاه ماهی وجود ؟ روزی خواهد آمد؟ یا زن به انتظار واهی ایستاده است با خیالی موهوم.
مصرع اخر؛ دوباره به مصرع اول غزل باز می گردد و هنوز زن نگاه دوخته بر سیاهی دریا. این بازگشت و چرخش دوباره به ابتدای غزل، نشان از فرم ” دوری ” یا چرخشی است و زن با تمامی تردیدها، توهمات، و اضطراب هایش هنوزایستاده… که آیا…!!

…………………………………………..…………..
این مطلب در روزنامه همشهری به تاریخ ۱۹/۳/ ۱۳۸۴ به چاپ رسید و اکنون با کمی دخل و تصرف باز نشر می‌شود.

نظرات بسته شده است.