خاطرات نقاشی اند

خاطرات نقاشی اند
تحلیلی بر نمایشگاه آثار نقاشی شنتیا ذاکرعاملی با عنوان « دوران رنگی» 8 تا 27 دی ماه 1396 در گالری امروز – اصفهان

نویسنده: رسول معرک نژاد

شنتیا ذاکرعاملی متولد1359 دانش آموخته پژوهش هنز در مقطع کارشناسی ارشد است. با مواجه با آثارش با چند دریافت روبرو می شویم:
پیرامتن ها:
الف: عنوان نمایشگاه « دوران رنگی»؛ پیرامتنی که ترکیبی از دو واژه ی « دوران» و « رنگی » است. این دوران – جمع دوره – کدام بخش از زیست نقاش هستند که تکرار شده اند و بازتابِ رنگی دارند؟ با توجه به نشانه های تصویری و نوشتاری تابلوها، مکان هایی هستند خارج از محدوده ی شهری؛ و با توجه به دیگر نشانه های تصویری، بازتاب گردش دوستانه است. اما واژه رنگی تاکید بر دو وجه دارند: در لایه ی نخست، دورانی که سرشار از شادی بوده اند و نمودش در نمایش پیک نیک وار صحنه های نقاشی است . در لایه ی دوم، تاکید بر نقاشی بودن (نقاشیت) است با توجه به این که رنگ در نقاشی عنصر اساسی است.
ب: استیتمنت نمایشگاه(= گزاره هنرمند یا بیانیه هنرمند): در استیتمنت نمایشگاه که نگارش مشترکِ شنتيا ذاكر عاملی و هاوری دانش است آمده است:
« ما قدرش رو نمی دونستیم
بیشتر از این که حرف بزنه، به یک نقطه خیره می شد، می رفت تو فکر و آروم آروم از کنارمون دور می شـــد. اما همیشـــه خیلی زود ، دوباره برمی گشت. تا اون شب نفرین شده ی وحشتناک!
صــبح زود رفتیم کنار دریا. موج ها جســدش رو به ما برگردونده ما نه اون وقت نه همین حالا، برای همیشــــه ِبودند و هیچکدوم اش رو باور نکردیم. سـرگردون و مات به جسـدش و دریا ِرفـتن نگاه می کردیم و از نگاه کردن به همدیگه طفره می رفـتیم. توی دلمون، دریای طوفانی دیشــب و موج های لعنتیش رو نفرین کردیم. نمـی دونم توی دنیای ما چیزی اذیتــش کرده بود یا توی ره، اما ِدریا که تصـمیم گرفت اینطور طولانی مدت از کنارمون ب می دونم اون عادت نداشـت و نداره که برنگرده. حالا که دارم نگاه می کـنم، تازه متـــوجـه می شـــم که بودنش چه قدر به دنیامون رنگ داده بود. بعد از اون روز هر جایی که رفتیم ، از غار شاپور بگیر تا باغ سنگی و ییلاق های گیلان همه چیزش انگار خاکستری و بی رنگ بوده ؛ همه چـیز انگار ضد نور باشــه و رنگ ها انگار زیر ابر یا توی نور گرگ و میش باشن. اما ما می دونیم که اون دوباره دیر یا زود میــاد و به دنیــــای ما برمی گرده. شــاید امروز یا هفته ی دیگه. شاید هم ســـالهای سـال بخواد از دور نگاهــمون کنه و بعد بیاد پیش بچه ها یا نوه هامون. اما اون میاد و دوباره دنیامون رو مثل خودش رنگی می کنه.»
متن به زبان محاوره است تا صمیمیت بیشتری را به مخاطب خود القا کند اما با استیتمنت مناسبتی ندارد چون خودش طرح معماست و باید رمزگشایی کرد که مغایر با نگارش استیتمنت نویسی است. شخصیتی که از آن نام می برند کیست یا چیست؟ دوستی غرق شده؟ روایتی گم شده؟ کارکتر انیمیشن پلنگ صورتی؟ یا کارگردان انیمیشن؟ اما هر که یا هر چه هست او از پس این دوران خواهد آمد و اوست که به زندگی رنگ دوباره خواهد زد. بنابراین متن نوشتاری طرح معماست برای ورود به تماشای آثار تا کنجکاوی مخاطب را برانگیزد.
ج: نوشته های درون تابلوها؛ نوشته ها علاوه بر نام و امضای نقاش، بیان موقعیت مکان و زمان هستند که به دو زبان نگارش شده اند. در برخی آثار نوشته ها به مضمون و عنوانِ اثر اشاره دارند نظیر «تراژدی ساحل». البته این عناوین درون تابلوها نگارش شده اند و بر لیبلِ تابلو نیامده اند. این نوشته ها پیرامتن هایی هستند که کارکرد برون متنی دارند و ذهن مخاطب را به موقعیتی در خارج از متن هدایت می کنند و می تواند خاطره ای را زنده کند یا اطلاعاتی در باره نحوه نگاه به تابلو ارائه دهند نظیر تراژیک بودن ساحل. چه گونه اتفاقی رُخ داده که ساحل به روایت تراژیک بدل شده است. در «تراژدی ساحل» دو تصویر بر یک بوم نقاشی مانند صفحه نمایش تلویزیون ترسیم شده اند. این نوع ترسیم خود بازتاب بیانِ اخبار گونه و گزارش مآبانه است که گویی صحنه تلویزیون دارد واقعیتی را به بیننده القاء می کند. درون هر صحنه و در سمت بالای هر تصویر دریاست و بر ساحل دو نفر پشت به مخاطب و رو به دریا در حرکت اند و در پیشزمینه، پلنگ صورتی مانند عروسکی بزرگ بر زمین افتاده است. حال دو نمود تراژیک پدید می آید نخست این که کسانی که به سمت دریا در حرکت اند کسی را در دریا جست و جو می کنند؟ و در وجهی دیگر عروسک پلنگ صورتی که شخصیت یافته (صناعت تشخیص – جاندارپندارانه) است نگران سرنوشت خود است؟ یا پلنگ صورتی نگران اوضاع تراژیک افرادی است که در کنار ساحل قدم می زنند؟ پلنگ صورتی با نمایش دو وضعیت در دو تصویر به نظر می رسد جاندار است که در تصویر بالایی در نمایی نزدیک نگاهش به مخاطب است و در تصویر پایین که نمایی دورتر دارد نگاهش به افرادی است که در ساحل قدم می زنند. در حالت دوم از دید پلنگ صورتی تراژدی دارد به وقوع اش نزدیک می شود. این تراژدیی است که نقاش برای سرنوشت هر کدام از شخصیت های تابلو از دریا، افراد در ساحل وخود پلنگ صورتی در نظر گرفته است یا برای تمامِ آنها چنین وضعیتی را پیش بینی می کند.

رابطه بینامتنی:
آثار دو وجه بینانشانه ای و بینارشته ای نمود دارند. در لایه ی نخست آشکارا مواجه ایم باسه سطح: -سطح نقاشی؛ -سطح نوشتاری؛ -و سطح تصویری انیمیشن. در لایه ی دوم (لایه ی پنهان) با عکس و نقاشی مواجه ایم. در باره نوشتار درون تابلوها گفته شد. اما اشاره به پلنگ صورتی و استفاده از عکس برای نقاشی «برگرفته» هستند به عبارتی به اصل خود وفاداری بیشتری دارند. البته در نمود پلنگ صورتی، بازتابِ رمزگونه به متن نقاشی افزوده است. در نمود عکاسانه، زاویه تصاویر و فعالیت شخصیت ها و توضیحاتی که درون تابلوها آمده به عکس اشاره دارند ولی در نهایت ضربه های قلم مو و رنگ ها می خواهند وجه نقاشانه شان را تأکید کنند.

در نهایت نقاشی ها مخاطب را در پارادایم مشخصی قرار نمی دهند. آن گونه که مخاطب، باید آثار را در نوع “نئوپاپ” بنگرد که با تأکید بر بدونِ عنوانبودنِ آثار، این امر را تشدید می کنند، از طرفی با در نظر گرفتن طنز تلخِ وجودِ پلنگ صورتی ِ جهانِ انیمیشن در فضای واقعی انسان ها؛ و وجود استیتمنت نمایشگاه ، آثار به پارادایم پساساختارگرا نزدیک می شود. این بازتاب دوگانه پارادایم بر ابهام نمایشگاه افزوده است. و بیشترین بار معنایی را نه نقاشی ها و نه حتی متن استیتمنت بلکه این پلنگ صورتی است که با حضورش به دوش می کشند.

نظرات بسته شده است.