جهان شفاهی و کتبی؟

دو تفاوت عمده میان دنیای غرب و شرق در جهان مکتوب و جهان شفاهی است که دارند.
دو پست قبلی بیشتر مقدمه ای شد برای این دو دنیای متفاوت، که:
# یک:
دنیای شرق به ویژه خاور میانه دنیایی است شفاهی. در این دنیا گوینده و شنونده همدیگر را می شناسند، در برابر هم قرار می گیرند و از اطلاعات خود باخبرند. و هر آنچه به اکنون رسیده است سینه به سینه است. حتی در مکتوب کردن مطالب به گونه ای است که گویی خواننده در برابر نویسنده حضور دارد. بدین قرار آغاز متن نوشتاری با حرف ربط آغاز می شود یا می اورند “راوی می گوید” و از این نوع واژگان.
زبان به زبان محاوره نزدیک است تا زبان معیار. منابع ذکر نمی شوند و بیشتر نقل قول ها هستند.
و کتب آسمانی نیز در همین جهان شفاهی خاورمیانه نازل شده اند و پیامبران مجبور بوده اند به زبان شفاهی بیان کنند.
و در همین دنیای شفاهی است که تکثیر کننده متن های نوشتاری _ آمیرزا بنویس ها – این اجازه را به خود داده اند تا در متون دستکاری کنند و نظر خودشان را اعمال کنند.
# # دو:
اما دنیای غرب جهانی کتبی است به ویژه از رنسانس به این سو:
نویسنده مبنا را براین فرض می گذارد که شاید خواننده اش در جایی دیگر با افکاری دیگر باشد پس زبان معیار را ملاک قرار می دهد. نوشته با ذکر منابع می آیند. و بدین ترتیب متون نوشتاری کمتر دست خوش تغییر شده اند .
## 3 سه:
با این اوصاف که نمی دانم چرا این مطالب را نوشتم…
به جای ایراد از حکومت ها و نویسندگان در راس قدرت که : “انها تاریخ را می نویسند”. اکنون خود بنویسیم. بایید بنویسیم برای خودمان . برای فرزندانمان و برای آیندگان. خودتان را، زندگی تان را، ساده ترین اش نوشتن زندگی خودتان برای فرزندتان. مکتوب کنید. تا دچار تکرار نشویم و نشوند.
————
و نوشتن چقدر سخت است!!

نظرات بسته شده است.