تحلیلی بر آثار کیوان قدرخواه

بازآفرینِ اسطوره شهرِ اصفهان
تحلیلی بر آثار کیوان قدرخواه(1383-1322)
با تأکید بر مجموعه‌ی “گوشه‌های اصفهان” بخش “چنار دالبتی”

از کيوان قدرخواه، مجموعه شعرهاي «گوشه‌هاي اصفهان»1370، «پريخواني‌ها»1373، «از تواريخ ايام» 1377 و «سايه‌هاي نياسرم» 1381به یادگار مانده است.

1)
کیوان قدرخواه درباره‌ی شعرهای خود و مخاطب آثارش؛ در گفت‌وگو با سیدمحمد حسینی در مجله‌ی شعر شماره 26 می‌گوید:”هر شاعری امروز اگر دیدگاه مشخص یا به‌عبارت‌دیگر نگاه تشخص یافته‌ای داشته باشد ناچار است دستمایه‌ی کار خود را از زندگی پیرامون خود فراهم می‌آورد. چه بسیار شاعرانی که از شخصیت‌های خاصی که در زندگی می‌شناخته‌اند و برای هیچ‌کس دیگر بدان شکل شناخته نبوده است اسطوره‌های ماندگار ساخته‌اند… من هم مثل دیگران درگیر گذشته شخصی، تاریخ، جهان اسطوره و لحظه‌هایی هستم که بر من می‌گذرد…من شخصاً بسیاری از خلاقیت‌ها را به عهده ذهن فعال و آفریننده‌ی مخاطب هوشمند می‌گذارم و هر گز توقع نداشته‌ام که کارهایم مورد استقبال گروه عظیمی از خوانندگان قرار گیرد…من از تاریخ نه به آن صورت که مصطلح است بلکه به آن شکل که ذهن مرا مشغول می‌کند و بیشتر هم از جزئیاتی که نیمه تاریخی، نیمه افسانه‌ای و بعضاً اسطوره‌ای است استفاده می‌کنم یا می‌سازم…در مورد زبان در شعرم، موضوع به دست آوردن دوباره‌ی زمان ازدست‌رفته است، ..انگار ما هیچ نیستیم جز خاطرات شخصی و خاطره‌های قومی، ما از لحظه‌ای به لحظه‌ی دیگر می‌لغزیم.” و در گفت‌وگو با منصور ملکی می‌آورد:”سعی شده که– در شعرها- کارکترها گه گاه عوض شوند یا چند کارکتر تبدیل به یک کارکتر و چند صدا تبدیل به یک صدا گردد…من به‌هیچ‌وجه به کشف و شهود آن‌چنانی یا الهام قائل نیستم…چه نویسنده و چه شاعر باید به درجه‌ای از مهارت در به‌کارگیری زبان برسد که مخاطب به‌آسانی نتواند ظرایف و مکاری‌های هنرمند را ببیند…به‌ظاهر در زبان اتفاقی نمی‌افتد اما با بازخواندن‌های مکرر خواننده متوجه می‌شود که اتفاقاً در همین زبان به‌ظاهر ساده است که اتفاقات اساسی رخ‌داده و بیانی به دست داده که تا قبل از آن غیرممکن می‌نمود”.


gooshehaye_esfahan-1 photo_2016-08-11_20-32-50 photo_2016-08-11_20-32-55 photo_2016-08-11_20-32-35

نظرات بسته شده است.