الهام باطنی اصفهان – خبرنگار همشهری

«من سیاحی هستم، نماینده تمامی سیاحانی که در طول تاریخ به اصفهان گذر کرده‎اند. از آن رو که همه آن‎ها را عقیده بر این بوده که اگر به ایران واقعی علاقه‌مندم، باید به جانب اصفهان رهسپار شوم، پس به اصفهان وارد شدم. من از دیدگاه خود وقایع را روایت می‎کنم که گاه آشکارا و گاه آهسته آهسته بدون آن که شناخته شوم، از شهر دیدن کرده‎ام. اصفهان دارای هوای صاف و سالم و خالی از حشرات است، بدن مردگان در خاک آنجا نمی‎پوسد و بوی گوشت در آن شهر تغییر نمی‎کند. هر گاه دیگ غذا پس از یک ماه پخت و پز به همان حال باقی بماند، تغییری در آن روی نمی‎دهد. خاک اصفهان بهترین خاک روی زمین است. در اصفهان سیب مدت 7 سال تر و تازه می‎ماند. اصفهانی‎ها زودباور، کم‎علاقه، زرنگ، نرم‎خو، متلک‎گو، خسیس و نزاع‎جو هستند.»

اصفهان از نگاه گردشگران

این‎ها بخشی از متنی است که در نمایشگاه ویدئوآرت و ساندآرت «پنجره- سفرنامه اصفهان» به مناسبت نکوداشت اصفهان در موزه هنرهای معاصر اصفهان به نقل از سفرنامه سیاحی درباره اصفهان شنیده می‎شود. در این نمایشگاه که اثر مشترک رسول معرک‎نژاد، فرشته عالمشاه، مجید آزادمنش و مجتبی وطن‎خواهان است، نگاه متفاوتی به وجه گردشگری اصفهان شده و هنرمندان تلاش کرده‎اند اصفهان را از دیدگاه سیاحانی که در طول تاریخ به این شهر توریستی سر زده‎اند، باز تعریف کنند.

رسول معرک‎نژاد درباره بخش‎های مختلف این نمایشگاه به خبرنگار همشهری می‎گوید: این نمایشگاه شامل 3 بخش است. در بخش نخست، در ورودی موزه هنرهای معاصر، ویدئوآرتی در یک تلویزیون شهری نمایش داده می‎شود که برگرفته از عکس‎های دوره قاجار است و با تصاویر امروزی همان مکان‎ها از همان زاویه تلفیق شده است. بخش دوم نمایشگاه، ساندآرتی شامل صداهای چندبعدی است که مخاطب در حیاط موزه با هدفون و در حین حرکت در مسیری مشخص گوش می‎دهد.

این صداها که دو دقیقه و سی ثانیه طول می‎کشد، مربوط به فضای موزه و همان محدوده‎ای است که برای حرکت مخاطب خط‎کشی شده است. این مجموعه صدا در نهایت به موسیقی ختم می‎شود و فضایی حماسی و تاریخی را به شنونده منتقل می‎کند. این ساندآرت در واقع نوعی تشرف است که با حرکت مخاطب در مسیری مشخص و شنیدن صداهای خاص، او را به سمت تصویر ذهنی و کنکاش در خود می‎کشاند و برای دیدن ویدئوآرت پنج‎کاناله در گالری آماده می‎کند. او ادامه می‎دهد: سومین بخش نمایشگاه، سفرنامه اصفهان است. پنج‎کانال بودن این بخش اثر، دائم نگاه مخاطب را به چالش می‎کشد و برگرفته از 25 سفرنامه سیاحانی است که از دوره صفویه تا دوره حکومت ظل‎السلطان به اصفهان آمده‎اند.
متن سفرنامه این سیاحان که در گالری پخش می‎شود، نشان از تعامل بینافرهنگی دارد، چرا که یک راوی واحد به نمایندگی از تمامی سیاحان، این روند تاریخی و نگاه غربی را روایت می‎کند. افکت‎ها و تصاویر هم کامل‎کننده متن هستند، برای نمونه دوچرخه‎سوار با نشانه‎های آشنا چون چهره، لباس و رفتار ویژه، نماینده تاریخ و هویت اصفهان است. این اثر به صورت پنج‎کانال با پنج ویدئوپروژکتور پخش می‎شود و در آن، تصاویر هر ویدئو در امتداد تصاویر دیگر ویدئو است و هر صحنه صدای متناسب با خود را دارد. این گونه نمایش ویدئوآرت مخاطب را از نظر دیداری و شنیداری به چالش می‎کشد و به دلیل تازگی او را به وجد می‎آورد تا چند بار آن را ببیند و به متن راوی گوش دهد.

«من»، اصفهان است

در بیانیه این نمایشگاه آمده است: «نوشتن متن مکتوب بخشی از فرهنگ «دیگری» است که «من» را در میان واژه‌ها ثبت می‌کند. اکنون «من»، اصفهان است و «دیگری»، سیاحانی که با تمام سختی‌ها با کنجکاوی به شناخت و تحلیل برآمدند تا این شهر پررمز و راز را که در طول تاریخش شکست‌ها و افتخارات بسیاری را تجربه کرده، از نزدیک بشناسند و لمس کنند. این تلاش سیاحان ارزشمند است که روی دیگری از اصفهان را نمایش داده‌اند. اصفهان خودش را در نوشته‌های سیاحان بازمی‌جوید و حال نگاه آنان، دستمایه‌ تصاویر ما شده ‌است. تاریخ از عصر صفوی تا دوره‌ حکومت ظل‌السلطان را دربرگرفته، دوره‌ زمانی که دو وجه عزت و شکست را به وضوح در حافظه‌ شهر حک کرده ‌است. متن‌ها به تمامی کلام سیاحان است و خواسته‌ایم هم نگاه آنان را و هم بخشی از تاریخ را از میان نوشته‌های آنان بازتاب دهیم». آنچه این نمایشگاه را ویژه می‎کند، نگاه متفاوت به اصفهان است. در واقع شاید بتوان گفت که به دلیل آب و هوای مطبوع اصفهان در اردیبهشت ماه بیشترین میزان گردشگر به آن می‎آیند و احتمالا به همین دلیل تلاش شده نگاه توریستی آن‎ها به این شهر بازتعریف شود، اما به نظر می‎رسد در این اثر وجه کلامی بسیار پررنگ‎تر از وجه تصویری است و برای پرداختن به نگاه سیاحان به اصفهان به نوشته‎های باقی‎مانده از آن‎ها بسنده شده است.

 

لینک خبر

نظرات بسته شده است.