آثار رضا دوست

“هنر پاسپورای اصفهان”
آثار رضا دوست از نهم آذرماه تا پنجم دی ماه در موزه هنرهای معاصر اصفهان
نویسنده رسول معرک نژاد


آثار نقاشی رضا دوست با عنوان “هنر پاسپورای اصفهان” در موزه به نمایش درآمده اند و منظور از “هنر پاسپورای اصفهان” نمایش آثار هنرمندانی اصفهانی است که خارج از ایران زندگی می کنند اما دغدغه های فرهنگی-مکانی اصفهان را در آثار خود دارند و سعی در نمایشِ تطابق و تعامل میان دو فرهنگ – فرهنگ تصویری سرزمین مادر و فرهنگ سرزمین میزبان- دارند. به نوعی هنرمندانی که ناهمگونی فرهنگی را در بستر هنر و تصویر می خواهند آشتی دهند. رضا دوست اکنون در دو کشور با دو نظامِ فرهنگی متفاوت زندگی می کند در کویت و کانادا.
رضا دوست سال 1339 در اصفهان، کوچه ی حمام سنگِ پشت مسجد شیخ لطف الله متولد شده و از پنج سالگی به آموزش نگارگری پرداخته است. در این باره می گوید: “پنج‌ساله بودم كه پدرم من را پیش اكبر پاك‌نهاد گذاشت تا در کنار او، كه كارش كشیدن مینیاتور روی چرم و ظروف بود، این هنر را یاد بگیرم. پدرم تا یكی دو سال بابت آن شهریه‌ای می‌پرداخت. ولی در كلاس دوم یا سوم دبستان بودم که توانستم چیزهایی بكشم و به خاطر آن مزد دریافت كنم.”. سال 1354 وارد هنرستان هنرهای زیبای اصفهان می شود اما گرایش به نقاشی سنتی در او کمرنگ می شود و به تصاویر خیالی و ذهنی روی می آورد. با علاقه و استعدادی که از خود نشان می دهد در شانرده سالگی در انستیتو ایران-آمریکا واقع در خیابان عباس آباد نمایشگاهی از آثار خیالی خود برپا می کند. آثاری که به زعم خودش “سیاه و خیالی” بودند. به دلیلی که برای خود نقاش هم نامعلوم بوده به دلیل نمایش همین آثار از طرف ساواک دستگیر و یک هفته ای کتک می خورد تا فاش کند با چه گروه و دسته ای همکاری دارد. در نهایت از او تعهد گرفته می شود هیچگاه از خیالش نقاشی نکشد. رضا دوست این عمل ساواک را “دوران ترس کودکانه” می خواند و می گوید: “در واقع آن مامور ساواک ناخواسته شکلی از نقاشی را به من پیشنهاد کرد که بعدتر متوجه شدم به شیوه ی شخصی من بدل شده”.
پس از گذراندن دوره هنرستان وارد دانشگاه هنر تهران می شود.با انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها او همچنان به تاکید هانیبال الخاص به نقاشی ادامه می دهد. رضا دوست می گوید: الخاص در حق من “معلمی نکرد، پدری کرد. حتی یادم می آید روزی که دانشگاه ها تعطیل شده دو سطل رنگ به من داد و گفت برو نقاشی کن و اجازه نده وقفه ای در کارت بیفتد”.پس از بازگشایی دانشگاه ها در سال 1362 به تحصیل در رشته نقاشی ادامه می دهد و سال 1368 با دفاع از پایان نامه ی خود با راهنمایی استاد رویین پاکباز فارغ التحصیل می شود.
رضا دوست سال 1372 به کویت مهاجرت کرده و گالری هنری “کوچک دوست” را برپا می کند که یکی از بهترین گالری های کویت می گردد. یک سالی را از 1994 تا 1995 میلادی به دعوت سفیر هلند در کویت، به هلند می رود و سال 1998 میلادی به ونکوور کانادا نقل مکان می کند و هم چنان میان سه کشور ایران، کویت و کانادا در تردد است.
آثار رضا دوست بهرمانند هم نسلان خودش در اوایل انقلاب ایران، سمت و سوی سیاسی و جنگ به خودش نگرفت و از همان ابتدا روندی را آغاز کرد که به قول خودش همان سفارش مامور ساواک بود. آثار او در چند بُعد نمود دارند و می توان تحلیل نمود.
الف) تاثیرپذیری از آموزش و فعالیت در زمینه ی نگارگری؛ از آن جا که اکثریت آثار نگارگری وابسته به ادبیات هستند و رابطه ای بینارشته ای مابین متنِ کلامی-نوشتاری و متنِ تصویری دارند و متن تصویری هم بازتابی از تخیل و روایت و متنِ کلامی-نوشتاری است، آثار رضا دوست نیز در این دو وجه، تعامل دارند. او درونِ نقاشی هایش و لابه لای رنگ و فرم ها نوشته ای می آورد و به نوعی ارجاع برون متنی به اثرش می دهد. هم چنین درون دفترهایی که به نوعی یادداشت های زندگی او هستند طراحی هایی دارد که لحظاتی خاص از زندگی اش را با متن نوشتاری در هم آمیخته است.
ب) تاثیر بینافرهنگی؛ آثار رضا دوست ترکیبی از فرهنگ تصویری شرق و غرب است. این تداخل را می توان در نوع ترکیب بندی و فرم ها و موضوع نقاشی ها دید. استفاده از رنگ های جسمی، نگارش متن نوشتاری درون نقاشی، هم چنین ترسیم نگاره هایی که تخریب شده اند.
ج) رابطه ی بینا تکنیکی و بینا مکتبی(منظور مکتب های تجسمی)؛ در تمامی آثار رضا دوست تداخل مکتب و روش های کلاسیک، فیگوراتیو و اکسپرسیون نقاشی را می توان مشاهده کرد. ترکیب بندی های کلاسیک که درون تابلو هر عنصری جایگاه خودش را داراست و نمود واقع نما دارند. شتاب قلم مو در رنگ گذاری که از خلوص شان نیز کاسته شده و نمودی از تیرگی و آشوب دارند بیانِ اکسپرسیو خود را به شدت نمایش می دهند.
د) تاکید بر عمل نقاشی؛ رضا دوست برای آن که تاکید کند نقاشی می کشد و فقط بازتاب دهنده ی یک تصویر نیست از جسمیت بسیار ، ضخامت رنگ و ضربه های شدید قلم مو بهره می برد. و بدین ترتیب به مخاطب خود گوش زد می کند که با نقاشی آن هم از نوع بیانی اش مواجه است. موضوع آثار و تصاویر درونِ آنها نیز بازتاب عمل نقاشی هستند در نمایش ابزار و ادوات نقاشی از قبیل قلم موها، تیوب های رنگ، سه پایه ی نقاشی و حتی بخش هایی از کارگاه نقاش. از طرفی بیشتر تصاویر چهره ها بازتابی از نمود چهره ی خودش نقاش هستند که همگی بر این امر تاکید می کنند که من نقاش ام و حرفه ام نقاشی است و بس. رضا دوست می گوید: “نقاشی فلسفه نیست. نقاشی من یکجور خودگویی است”.
به هر رو، آثار رضا دوست از این وجه قابل تامل هستند که مخاطب را به راحتی رها نمی کنند. اگر با دفترهای طراحی اش نگاه بیندازید بیشتر جذبتان می کند که هر برگ از طراحی ها و نوشته ها تجربه ای از زیست هنرمند هستند که نکته ای را گوش زد می کنند و لحظه ای را با بیننده شریک می شوند لحظاتی که گاه نمایش رهایی هنرمند از روزمرگی است.

  • منتشر شده در دوهفته نامه “صبح اندیشه” شنبه 9 دی ماه 1396

نظرات بسته شده است.